tarsier

[ایالات متحده]/ˈtɑːsɪə/
[بریتانیا]/ˈtɑrziər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پستاندار کوچک از جنوب شرق آسیا با چشم‌های بزرگ
Word Forms
جمعtarsiers

عبارات و ترکیب‌ها

tarsier habitat

زیستگاه تارسیِر

tarsier diet

رژیم غذایی تارسیِر

tarsier species

گونه‌های تارسیِر

tarsier behavior

رفتار تارسیِر

tarsier conservation

حفظ تارسیِر

tarsier facts

حقایق درباره تارسیِر

tarsier eyes

چشمان تارسیِر

tarsier population

جمعیت تارسیِر

tarsier research

تحقیقات درباره تارسیِر

جملات نمونه

the tarsier is known for its large eyes.

تارسیِر به دلیل داشتن چشم‌های بزرگ شناخته شده است.

tarsiers are nocturnal primates.

تارسیِرها حنجره‌داران شب‌زی هستند.

many people find tarsiers adorable.

بسیاری از مردم تارسیِرها را دوست‌داشتنی می‌دانند.

tarsiers primarily feed on insects.

تارسیِرها عمدتاً از حشرات تغذیه می‌کنند.

the tarsier's habitat is in southeast asia.

زیستگاه تارسیِر در آسیای جنوب شرقی است.

conservation efforts are important for tarsiers.

تلاش‌های حفاظتی برای تارسیِرها مهم است.

tarsiers have a unique way of moving through trees.

تارسیِرها راه خاصی برای حرکت در میان درختان دارند.

scientists study tarsiers to understand evolution.

دانشمندان تارسیِرها را برای درک تکامل مطالعه می‌کنند.

people visit zoos to see tarsiers up close.

افراد برای دیدن از نزدیک تارسیِرها از باغ وحش‌ها بازدید می‌کنند.

the tarsier's tail helps with balance.

دم تارسیِر به حفظ تعادل کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید