tarsius

[ایالات متحده]/ˈtɑːsiəs/
[بریتانیا]/ˈtɑːrsiəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنس از پریمیت‌های پروسیمیان کوچک با چشمان بزرگ، اصیل جزایر جنوب شرق آسیا، که به دلیل توانایی چرخاندن سر خود ۱۸۰ درجه شناخته می‌شوند.
شکل‌های واژه
جمعtarsiuss

عبارات و ترکیب‌ها

tarsius monkey

مگس مارا

tarsius habitat

زیستگاه مگس مارا

tarsius eyes

چشمان مگس مارا

tarsius behavior

رفتار مگس مارا

tarsius conservation

حفاظت از مگس مارا

tarsius species

گونه مگس مارا

tarsius diet

خوراک مگس مارا

tarsius research

پژوهش مگس مارا

tarsius population

جمعیت مگس مارا

tarsius anatomy

解剖学 of مگس مارا

جملات نمونه

the tarsius is a small nocturnal primate found in southeast asian forests.

تارسیوس یک پریمیت میکرو و شب‌زی است که در جنگل‌های جنوب شرق آسیا یافت می‌شود.

tarsiers have enormous eyes relative to their body size, which helps them see in darkness.

تارسیوس‌ها چشمان بسیار بزرگی نسبت به اندازه بدن خود دارند که به آن‌ها کمک می‌کند تا در تاریکی ببینند.

scientists study tarsius behavior to understand primate evolution better.

دانشمندان رفتار تارسیوس را مطالعه می‌کنند تا بتوانند بهتر از تکامل پریمیت‌ها فهمید.

the philippine tarsius is considered one of the smallest primates in the world.

تارسیوس فیلیپینی یکی از کوچک‌ترین پریمیت‌های دنیا محسوب می‌شود.

tarsius can rotate its head almost 180 degrees to spot prey in the dark.

تارسیوس می‌تواند سر خود را تقریباً ۱۸۰ درجه بچرخاند تا در تاریکی شکار را پیدا کند.

habitat destruction threatens the survival of wild tarsius populations.

تخریب زیستگاه به بقا جمعیت‌های تارسیوس‌های وحشی تهدید می‌کند.

the tarsius uses its long fingers to grip branches while leaping between trees.

تارسیوس از انگشت‌های بلند خود برای گرفتن شاخه‌ها در حالی که بین درختان پرتاب می‌شود استفاده می‌کند.

conservationists work to protect tarsius forests from illegal logging activities.

حفاظت‌گران کار می‌کنند تا جنگل‌های تارسیوس را از فعالیت‌های قطع درختان غیرقانونی حفظ کنند.

tarsius feeds primarily on insects and small vertebrates during nighttime hunting.

تارسیوس در زمان شکار در شب اغلب با حشرات و پستانداران کوچک غذای می‌گیرد.

the distinctive call of tarsius echoes through the rainforest at dusk.

صوت متمایز تارسیوس در غروب آفتاب از طریق جنگل‌های بارانی پخش می‌شود.

researchers have discovered several new tarsius species in remote indonesian islands.

پژوهشگران چند گونه جدید تارسیوس را در جزایر اندونزی دورافتاده کشف کرده‌اند.

tarsius gives birth to single infants after a six-month gestation period.

تارسیوس پس از یک دوره بارداری شش ماهه به یک نوزاد متولد می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید