tartu

[ایالات متحده]/'tɑːtuː/
[بریتانیا]/'tɑrtu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شهری در استونی، دومین شهر بزرگ در کشور

عبارات و ترکیب‌ها

tartu university

دانشگاه تارْتُ

tartu city

شهر تارْتُ

tartu festival

جشنواره تارْتُ

tartu river

رودخانه تارْتُ

tartu science

علم تارْتُ

tartu art

هنر تارْتُ

tartu culture

فرهنگ تارْتُ

tartu history

تاریخ تارْتُ

tartu cuisine

آشپزی تارْتُ

tartu events

رویدادهای تارْتُ

جملات نمونه

i plan to visit tartu next summer.

من قصد دارم تابستان آینده از تارتو بازدید کنم.

tartu is known for its beautiful architecture.

تارتو به خاطر معماری زیبایش شناخته شده است.

many students study at the university of tartu.

بسیاری از دانشجویان در دانشگاه تارتو تحصیل می‌کنند.

tartu hosts a variety of cultural events.

تارتو میزبان رویدادهای فرهنگی متنوعی است.

i enjoyed the local cuisine in tartu.

من از غذاهای محلی در تارتو لذت بردم.

there are many parks to explore in tartu.

در تارتو پارک‌های زیادی برای گشت و گذار وجود دارد.

tartu's river is perfect for a relaxing walk.

رودخانه تارتو برای یک پیاده‌روی آرامش‌بخش عالی است.

the history of tartu is fascinating.

تاریخ تارتو جذاب است.

you can find many museums in tartu.

می‌توانید موزه‌های زیادی در تارتو پیدا کنید.

people in tartu are very friendly.

مردم تارتو بسیار دوستانه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید