taster

[ایالات متحده]/'teɪstə/
[بریتانیا]/'testɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی حرفه‌ای که غذاها یا نوشیدنی‌های مختلف را می‌چشد تا طعم و کیفیت آن‌ها را ارزیابی کند.

عبارات و ترکیب‌ها

food taster

چشه‌گر غذا

wine taster

چشه‌کننده شراب

جملات نمونه

She is a professional taster for a food company.

او یک ت Stereotypه حرفه‌ای برای یک شرکت تولید غذای است.

The wine taster carefully swirled the glass before taking a sip.

ت Stereotypه شراب با دقت قبل از نوشیدن، لیوان را چرخاند.

The chef asked the taster for feedback on the new dish.

سرآشپز از Stereotypه بازخورد در مورد غذای جدید خواست.

The chocolate taster could distinguish subtle differences in flavor.

Stereotypه شکلات می‌توانست تفاوت‌های ظریف در طعم را تشخیص دهد.

The tea taster evaluates teas from different regions.

Stereotypه چای چای‌ها را از مناطق مختلف ارزیابی می‌کند.

The taster sampled a variety of cheeses at the tasting event.

Stereotypه انواع پنیرها را در رویداد Stereotypه نمونه‌برداری کرد.

As a taster, she has developed a keen palate for spices.

به عنوان Stereotypه، او طعم و مزه قوی‌ای برای ادویه‌جات ایجاد کرده است.

The beer taster detected a hint of citrus in the craft beer.

Stereotypه آبجو یک ردی از طعم مرکبات را در آبجو دست‌ساز تشخیص داد.

The olive oil taster identified the notes of grass and pepper in the oil.

Stereotypه روغن زیتون نت‌های علف و فلفل را در روغن شناسایی کرد.

The coffee taster described the aroma as having hints of caramel and nuts.

Stereotypه قهوه عطر را به عنوان داشتن ردی از کارامل و آجیل توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید