disliker

[ایالات متحده]/[ˈdɪslaɪkə]/
[بریتانیا]/[ˈdɪslaɪkər]/

ترجمه

n. شخصی که چیزی یا کسی را نمی‌پسندد؛ کسی که ناپسندیدگی یا عدم تأیید را بیان می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

a disliker

نفردار

disliker of cats

نفردار گربه‌ها

be a disliker

نفردار باش

dislikers unite

نفرداران یکی شوید

disliker's choice

انتخاب نفردار

was a disliker

نفردار بود

disliker's opinion

نظر نفردار

disliker always

نفردار همیشه

disliker's view

نگاه نفردار

جملات نمونه

he's a notorious disliker of overly sweet desserts.

او یک مخالف شناخته شده م甜 desserts بسیار شیرین است.

the disliker of modern art criticized the exhibition's lack of originality.

مخالف هنر مدرن اصالة نمایشگاه را مورد انتقاد قرار داد.

she's a vocal disliker of reality television shows.

او یک مخالف صدای واقعی تلویزیون است.

as a lifelong disliker of cilantro, he avoids mexican food.

به عنوان یک مخالف طول عمر کرفس، او از غذاهای مکزیکی خودداری می کند.

the disliker of crowds prefers quiet evenings at home.

مخالف جمعیت به عقب می‌نشیند و شب‌های آرام در خانه را ترجیح می‌دهد.

he's a passionate disliker of processed foods and advocates for organic options.

او یک مخالف شدید غذاهای پردازش شده است و گزینه‌های سازگار با طبیعت را ترویج می‌دهد.

the disliker of horror movies left the theater early.

مخالف فیلم‌های وحشی‌گرایی زودتر از سینما رفت.

she's a dedicated disliker of early morning meetings.

او یک مخالف وفادار از جلسات صبح زود است.

he's a confirmed disliker of pineapple on pizza.

او یک مخالف تأیید شده از نان میوه توت فرنگی است.

the disliker of bureaucracy found the paperwork overwhelming.

مخالف بوروکراسی کارهای اداری را خسته کننده یافت.

she's a habitual disliker of anything involving public speaking.

او یک مخالف معمول هر چیزی است که با سخنرانی عمومی مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید