tattooist

[ایالات متحده]/tæˈtuːɪst/
[بریتانیا]/tæˈtuːɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که تتو می‌زند
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

professional tattooist

هنرمند خالکوب حرفه‌ای

experienced tattooist

خالکوب باتجربه

skilled tattooist

خالکوب ماهر

local tattooist

خالکوب محلی

famous tattooist

خالکوب مشهور

talented tattooist

خالکوب با استعداد

new tattooist

خالکوب جدید

custom tattooist

خالکوب سفارشی

artistic tattooist

خالکوب هنری

جملات نمونه

my friend is a talented tattooist.

دوست من یک طراح خالکوه با استعداد است.

she decided to become a tattooist after college.

او تصمیم گرفت بعد از کالج یک طراح خالکوه شود.

finding a good tattooist is essential for a great tattoo.

پیدا کردن یک طراح خالکوه خوب برای داشتن یک خالکوه عالی ضروری است.

the tattooist specializes in intricate designs.

طراح خالکوه در طراحی های پیچیده تخصص دارد.

many people consult a tattooist before getting inked.

بسیاری از افراد قبل از خالکوه کردن با یک طراح خالکوه مشورت می کنند.

he is known as the best tattooist in town.

او به عنوان بهترین طراح خالکوه در شهر شناخته می شود.

the tattooist uses high-quality ink for all tattoos.

طراح خالکوه از جوهر با کیفیت بالا برای همه خالکوه ها استفاده می کند.

it’s important to communicate your ideas to the tattooist.

ارتباط ایده های خود با طراح خالکوه مهم است.

she showed her portfolio as a tattooist to potential clients.

او نمونه کارهای خود را به عنوان طراح خالکوه به مشتریان بالقوه نشان داد.

many tattooists attend conventions to showcase their work.

بسیاری از طراحان خالکوه برای نمایش کار خود در نمایشگاه ها شرکت می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید