tawdrily decorated
تزئین شده به سبک tawdrily
tawdrily made
ساخته شده به سبک tawdrily
tawdrily written
نوشته شده به سبک tawdrily
tawdrily presented
ارائه شده به سبک tawdrily
tawdrily designed
طراحی شده به سبک tawdrily
tawdrily styled
به سبک tawdrily طراحی شده
tawdrily produced
تولید شده به سبک tawdrily
tawdrily acted
اجرا شده به سبک tawdrily
tawdrily conceived
ایده پردازی شده به سبک tawdrily
tawdrily portrayed
به تصویر کشیده شده به سبک tawdrily
the movie was produced tawdrily, lacking any real creativity.
فیلم به طرز زننده ای ساخته شده بود، فاقد هرگونه خلاقیت واقعی.
she decorated her room tawdrily with cheap plastic ornaments.
او اتاق خود را به طرز زننده ای با تزئینات پلاستیکی ارزان تزئین کرد.
the tawdrily written novel failed to capture the audience's attention.
رمان به طرز زننده ای نوشته شده نتوانست توجه مخاطبان را جلب کند.
his tawdrily executed plan fell apart quickly.
برنامه او که به طرز زننده ای اجرا شده بود به سرعت از هم پاشید.
the tawdrily designed products were not selling well.
محصولات با طراحی زننده به خوبی فروش نمی رفتند.
they threw a tawdrily organized party that no one enjoyed.
آنها یک مهمانی به طرز زننده ای برگزار کردند که هیچ کس از آن لذت نبرد.
his tawdrily made excuses did not convince anyone.
بهانههای او که به طرز زننده ای ساخته شده بودند، کسی را متقاعد نکرد.
the tawdrily crafted sculpture was ridiculed by critics.
مجسمه به طرز زننده ای ساخته شده مورد تمسخر منتقدان قرار گرفت.
she wore a tawdrily designed dress that looked cheap.
او یک لباس با طراحی زننده پوشیده بود که ارزان به نظر می رسید.
the tawdrily written advertisement failed to attract customers.
تبلیغاتی که به طرز زننده ای نوشته شده بود نتوانست مشتریان را جذب کند.
tawdrily decorated
تزئین شده به سبک tawdrily
tawdrily made
ساخته شده به سبک tawdrily
tawdrily written
نوشته شده به سبک tawdrily
tawdrily presented
ارائه شده به سبک tawdrily
tawdrily designed
طراحی شده به سبک tawdrily
tawdrily styled
به سبک tawdrily طراحی شده
tawdrily produced
تولید شده به سبک tawdrily
tawdrily acted
اجرا شده به سبک tawdrily
tawdrily conceived
ایده پردازی شده به سبک tawdrily
tawdrily portrayed
به تصویر کشیده شده به سبک tawdrily
the movie was produced tawdrily, lacking any real creativity.
فیلم به طرز زننده ای ساخته شده بود، فاقد هرگونه خلاقیت واقعی.
she decorated her room tawdrily with cheap plastic ornaments.
او اتاق خود را به طرز زننده ای با تزئینات پلاستیکی ارزان تزئین کرد.
the tawdrily written novel failed to capture the audience's attention.
رمان به طرز زننده ای نوشته شده نتوانست توجه مخاطبان را جلب کند.
his tawdrily executed plan fell apart quickly.
برنامه او که به طرز زننده ای اجرا شده بود به سرعت از هم پاشید.
the tawdrily designed products were not selling well.
محصولات با طراحی زننده به خوبی فروش نمی رفتند.
they threw a tawdrily organized party that no one enjoyed.
آنها یک مهمانی به طرز زننده ای برگزار کردند که هیچ کس از آن لذت نبرد.
his tawdrily made excuses did not convince anyone.
بهانههای او که به طرز زننده ای ساخته شده بودند، کسی را متقاعد نکرد.
the tawdrily crafted sculpture was ridiculed by critics.
مجسمه به طرز زننده ای ساخته شده مورد تمسخر منتقدان قرار گرفت.
she wore a tawdrily designed dress that looked cheap.
او یک لباس با طراحی زننده پوشیده بود که ارزان به نظر می رسید.
the tawdrily written advertisement failed to attract customers.
تبلیغاتی که به طرز زننده ای نوشته شده بود نتوانست مشتریان را جذب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید