teahouse

[ایالات متحده]/ˈtiːhaʊs/
[بریتانیا]/ˈtiːhaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محلی که چای سرو می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

traditional teahouse

چایخانه سنتی

teahouse culture

فرهنگ چایخانه

local teahouse

چایخانه محلی

teahouse menu

منوی چایخانه

teahouse experience

تجربه چایخانه

teahouse visit

بازدید از چایخانه

famous teahouse

چایخانه معروف

teahouse owner

صاحب چایخانه

teahouse atmosphere

فضای چایخانه

جملات نمونه

we decided to meet at the teahouse.

ما تصمیم گرفتیم در چایخانه ملاقات کنیم.

the teahouse offers a variety of herbal teas.

چایخانه انواع چای‌های گیاهی ارائه می‌دهد.

she loves to read books in the teahouse.

او عاشق خواندن کتاب در چایخانه است.

the teahouse is a great place to relax.

چایخانه جای خوبی برای استراحت است.

we enjoyed a lovely afternoon at the teahouse.

ما یک بعد از ظهر دلپذیر را در چایخانه گذراندیم.

the teahouse has a peaceful atmosphere.

چایخانه دارای فضایی آرام است.

many friends gather at the teahouse on weekends.

بسیاری از دوستان آخر هفته در چایخانه گرد هم می‌آیند.

he works part-time at the local teahouse.

او به صورت پاره وقت در چایخانه محلی کار می‌کند.

they serve delicious pastries at the teahouse.

آنها شیرینی‌های خوشمزه در چایخانه سرو می‌کنند.

we had a tea tasting event at the teahouse.

ما یک رویداد تست چای در چایخانه داشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید