tearduct

[ایالات متحده]/ˈtɪəˌdʌkt/
[بریتانیا]/ˈtɪrˌdʌkt/

ترجمه

n. مجرایی که اشک‌ها از چشم به حفره بینی می‌ریزد
Word Forms
جمعtearducts

عبارات و ترکیب‌ها

tearduct blockage

انسداد مجرای اشکی

tearduct surgery

جراحی مجرای اشکی

tearduct infection

عفونت مجرای اشکی

tearduct dilation

گشاد کردن مجرای اشکی

tearduct obstruction

انسداد مجرای اشکی

tearduct tears

پارگی مجرای اشکی

tearduct anatomy

آناتومی مجرای اشکی

tearduct drainage

دفع مجرای اشکی

tearduct function

عملکرد مجرای اشکی

tearduct care

مراقبت از مجرای اشکی

جملات نمونه

she had a blockage in her tearduct.

او انسداد در مجرای اشکی خود داشت.

the doctor examined her tearduct for any issues.

پزشک مجرای اشکی او را برای بررسی هرگونه مشکل معاینه کرد.

he felt pressure around his tearduct.

او فشار در اطراف مجرای اشکی خود احساس کرد.

infections can lead to problems with the tearduct.

عفونت ها می توانند منجر به مشکلاتی در مجرای اشکی شوند.

she was referred to a specialist for her tearduct surgery.

او برای جراحی مجرای اشکی خود به یک متخصص ارجاع داده شد.

he had tears streaming down his face from a clogged tearduct.

اشک از مجرای اشکی مسدود شده اش روی صورتش جاری بود.

after the treatment, her tearduct function improved significantly.

پس از درمان، عملکرد مجرای اشکی او به طور قابل توجهی بهبود یافت.

she often had to wipe her eyes due to her tearduct condition.

او اغلب به دلیل وضعیت مجرای اشکی خود مجبور به پاک کردن چشمانش می شد.

the tearduct plays a crucial role in eye moisture.

مجرای اشکی نقش مهمی در رطوبت چشم دارد.

he learned about the anatomy of the tearduct in his biology class.

او در کلاس زیست شناسی خود در مورد آناتومی مجرای اشکی یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید