teargass

[ایالات متحده]/ˈtɪəɡæs/
[بریتانیا]/ˈtɪrˌɡæs/

ترجمه

vt. گاز اشک‌آور را رها کردن؛ پراکنده کردن (یا حمله کردن با) گاز اشک‌آور

عبارات و ترکیب‌ها

teargass attack

حمله با گاز اشک‌آور

teargass canister

کانستر گاز اشک‌آور

teargass exposure

قرار گرفتن در معرض گاز اشک‌آور

teargass incident

حادثه گاز اشک‌آور

teargass warning

هشدار گاز اشک‌آور

teargass effects

اثرات گاز اشک‌آور

teargass deployment

استقرار گاز اشک‌آور

teargass resistance

مقاومت در برابر گاز اشک‌آور

teargass safety

ایمنی گاز اشک‌آور

teargass control

کنترل گاز اشک‌آور

جملات نمونه

the police used teargas to disperse the crowd.

پلیس از گاز اشک‌آور برای متفرق کردن جمعیت استفاده کرد.

protesters complained about the effects of teargass.

اعتراض‌کنندگان در مورد اثرات گاز اشک‌آور شکایت کردند.

during the riot, teargass filled the streets.

در جریان شورش، گاز اشک‌آور خیابان‌ها را پر کرد.

they were advised to wear masks to protect against teargass.

به آنها توصیه شد تا از ماسک برای محافظت در برابر گاز اشک‌آور استفاده کنند.

the use of teargass in protests has raised concerns.

استفاده از گاز اشک‌آور در اعتراضات نگرانی‌ها را برانگیخته است.

many people suffered from the effects of teargass exposure.

بسیاری از مردم از اثرات قرار گرفتن در معرض گاز اشک‌آور رنج بردند.

after the teargass was deployed, the situation escalated.

پس از استقرار گاز اشک‌آور، اوضاع وخیم‌تر شد.

the protesters were caught off guard by the teargass.

اعتراض‌کنندگان غافلگیر از گاز اشک‌آور شدند.

authorities defended their decision to use teargass.

مقامات از تصمیم خود برای استفاده از گاز اشک‌آور دفاع کردند.

he experienced coughing fits after inhaling teargass.

او پس از استنشاق گاز اشک‌آور دچار حملات سرفه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید