tearstains

[ایالات متحده]/ˈtɪəsteɪn/
[بریتانیا]/ˈtɪrsteɪn/

ترجمه

n. نشانه‌ای که بر روی پوست یا سطح باقی می‌ماند و ناشی از اشک‌هاست؛ حالتی که با اشک‌ریزی بیش از حد مشخص می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

tearstain remover

حذف لکه‌های ناشی از اشک

tearstain treatment

درمان لکه‌های ناشی از اشک

tearstain prevention

جلوگیری از لکه‌های ناشی از اشک

tearstain analysis

تجزیه و تحلیل لکه‌های ناشی از اشک

tearstain issue

مشکل لکه‌های ناشی از اشک

tearstain care

مراقبت از لکه‌های ناشی از اشک

tearstain solution

راه حل لکه‌های ناشی از اشک

tearstain mark

علامت لکه‌های ناشی از اشک

tearstain guide

راهنمای لکه‌های ناشی از اشک

tearstain removal

حذف لکه‌های ناشی از اشک

جملات نمونه

she wiped away the tearstain from her cheek.

او لکه اشک را از گونه‌اش پاک کرد.

the photograph revealed a tearstain on the paper.

عکسبرداری لکه اشک را روی کاغذ نشان داد.

his tearstain left a mark on the letter.

لکه اشک او علامتی بر روی نامه باقی گذاشت.

she noticed a tearstain on his shirt.

او متوجه لکه اشک روی پیراهنش شد.

the tearstain on her pillow told a story.

لکه اشک روی بالش او داستانی را بیان می‌کرد.

he felt embarrassed by the tearstain on his face.

او از لکه اشک روی صورتش خجالت کشید.

after the movie, i found a tearstain on my sleeve.

بعد از فیلم، من یک لکه اشک روی آستینم پیدا کردم.

the tearstain on the canvas was a sign of emotion.

لکه اشک روی بوم یک نشانه از احساسات بود.

she tried to hide the tearstain with makeup.

او سعی کرد لکه اشک را با آرایش پنهان کند.

the tearstain on his letter revealed his sadness.

لکه اشک روی نامه او غم و اندوهش را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید