televisions

[ایالات متحده]/ˌtɛlɪˈvɪʒənz/
[بریتانیا]/ˌtɛlɪˈvɪʒənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع تلویزیون; دستگاه‌های تلویزیون; ایستگاه‌های تلویزیون; سیستم‌های تلویزیون

عبارات و ترکیب‌ها

smart televisions

تلویزیون‌های هوشمند

flat-screen televisions

تلویزیون‌های صفحه‌صاف

high-definition televisions

تلویزیون‌های با کیفیت بالا

led televisions

تلویزیون‌های LED

4k televisions

تلویزیون‌های 4K

oled televisions

تلویزیون‌های OLED

portable televisions

تلویزیون‌های قابل حمل

digital televisions

تلویزیون‌های دیجیتال

curved televisions

تلویزیون‌های منحنی

vintage televisions

تلویزیون‌های قدیمی

جملات نمونه

many households own multiple televisions.

بسیاری از خانوارها تلویزیون‌های متعدد دارند.

televisions have evolved significantly over the years.

تلویزیون‌ها در طول سال‌ها به طور قابل توجهی تکامل یافته‌اند.

smart televisions can connect to the internet.

تلویزیون‌های هوشمند می‌توانند به اینترنت متصل شوند.

we often watch movies on our televisions.

ما اغلب فیلم‌ها را روی تلویزیون‌های خود تماشا می‌کنیم.

televisions come in various sizes and styles.

تلویزیون‌ها در اندازه‌ها و طرح‌های مختلف عرضه می‌شوند.

many people prefer large televisions for better viewing.

بسیاری از مردم تلویزیون‌های بزرگ را برای تماشای بهتر ترجیح می‌دهند.

televisions are a common source of entertainment.

تلویزیون‌ها یک منبع سرگرمی رایج هستند.

newer televisions often feature 4k resolution.

تلویزیون‌های جدیدتر اغلب دارای وضوح 4k هستند.

televisions can display both live and recorded content.

تلویزیون‌ها می‌توانند هم محتوای زنده و هم ضبط شده را نمایش دهند.

many televisions now include built-in streaming services.

بسیاری از تلویزیون‌ها اکنون دارای خدمات استریم داخلی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید