TV show
نمایش تلویزیونی
Watch TV
تماشای تلویزیون
TV series
سریال تلویزیونی
TV channel
شبکه تلویزیونی
on tv
در تلویزیون
watching tv
تماشای تلویزیون
tv set
تلویزیون
tv program
برنامه تلویزیونی
tv station
ایستگاه تلویزیون
cable tv
تلویزیون کابلی
tv play
پخش تلویزیون
tv university
دانشگاه تلویزیونی
tv drama
نمای تلویزیونی
tv system
سیستم تلویزیونی
tv network
شبکه تلویزیونی
reality tv
برنامه تلویزیونی واقعیت
tv commercial
تبلیغات تلویزیونی
tv reporter
گزارشگر تلویزیون
tv cabinet
کابینت تلویزیون
reality tv show
برنامه تلویزیونی واقعیت
tv camera
دوربین تلویزیونی
tv guide
برنامه تلویزیون
I enjoy watching TV shows in the evening.
من از تماشای برنامههای تلویزیونی در شب لذت میبرم.
She binge-watched her favorite TV series over the weekend.
او آخر هفتهها به طور پیوسته سریال مورد علاقهاش را تماشا کرد.
The TV remote control is missing again.
دوباره کنترل تلویزیون گم شده است.
He bought a new smart TV for his living room.
او یک تلویزیون هوشمند جدید برای اتاق نشیمن خود خرید.
The TV screen is too small for this room.
صفحه تلویزیون برای این اتاق خیلی کوچک است.
I need to adjust the TV antenna for better reception.
من باید آنتن تلویزیون را برای دریافت بهتر تنظیم کنم.
The TV news reported on the latest developments in the economy.
اخبار تلویزیون آخرین تحولات اقتصادی را گزارش کرد.
She appeared on a popular TV talk show to promote her new book.
او برای تبلیغ کتاب جدیدش در یک برنامه گفتگوی تلویزیونی محبوب ظاهر شد.
We watched a documentary about wildlife on TV last night.
ما شب گذشته یک مستند درباره حیات وحش در تلویزیون تماشا کردیم.
The TV commercial was so catchy that I remembered the product.
تبلیغ تلویزیونی آنقدر جذاب بود که محصول را به خاطر سپردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید