tenantable

[ایالات متحده]/ˈtɛnə tə bəl/
[بریتانیا]/ˈtɛnə tə bəl/

ترجمه

adj. مناسب برای اجاره یا اشغال؛ از نظر قانونی مناسب برای اجاره نشینی

عبارات و ترکیب‌ها

tenantable condition

شرایط قابل اجاره

tenantable property

ملک قابل اجاره

tenantable lease

اجاره قابل اجاره

tenantable space

فضای قابل اجاره

tenantable unit

واحد قابل اجاره

tenantable agreement

توافقنامه قابل اجاره

tenantable terms

شرایط قابل اجاره

tenantable dwelling

مسکن قابل اجاره

tenantable area

مساحت قابل اجاره

tenantable rights

حقوق قابل اجاره

جملات نمونه

the apartment is tenantable and ready for immediate occupancy.

آپارتمان قابل سکونت و آماده برای سکونت فوری است.

after the renovations, the house became tenantable.

پس از بازسازی، خانه قابل سکونت شد.

the landlord ensured the property was tenantable before the new lease.

مالک اطمینان حاصل کرد که ملک قبل از قرارداد جدید قابل سکونت است.

they found the office space to be tenantable and suitable for their needs.

آنها فضای اداری را قابل سکونت و مناسب نیازهای خود یافتند.

the tenantable condition of the building was confirmed by the inspector.

وضعیت قابل سکونت ساختمان توسط بازرس تأیید شد.

the real estate market demands that properties be kept tenantable.

بازار املاک و مستغلات می طلبد که املاک قابل سکونت نگهداری شوند.

to attract renters, the unit must be in a tenantable condition.

برای جذب موجر، واحد باید در شرایط قابل سکونت باشد.

they invested in repairs to make the house tenantable.

آنها برای قابل سکونت کردن خانه در تعمیرات سرمایه گذاری کردند.

the lease agreement specifies that the home must remain tenantable.

قرارداد اجاره مشخص می کند که خانه باید قابل سکونت باقی بماند.

before moving in, the tenants checked if the space was tenantable.

قبل از نقل مکان، موجران بررسی کردند که آیا فضا قابل سکونت است یا خیر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید