| جمع | tenterhooks |
on tenterhooks
در حالت انتظار و نگرانی
tenterhooks of suspense
حالت تعلیق و انتظار
left on tenterhooks
در حالت انتظار و نگرانی رها شده
tenterhook situation
شرایط پر تعلیق
tenterhooks waiting
در حال انتظار و نگرانی
tenterhooks feeling
احساس انتظار و نگرانی
tenterhooks moment
لحظه انتظار و نگرانی
tenterhooks anxiety
اضطراب و نگرانی
tenterhooks excitement
هیجان و انتظار
tenterhook response
واکنش در حالت انتظار
she was on tenterhooks waiting for the exam results.
او در حالی که منتظر نتایج امتحان بود، در حالت اضطراب و انتظار قرار داشت.
the team was on tenterhooks before the final game.
تیم قبل از بازی نهایی در حالت اضطراب و انتظار قرار داشت.
he sat on tenterhooks during the job interview.
او در طول مصاحبه شغلی در حالت اضطراب و انتظار نشسته بود.
we were on tenterhooks as the storm approached.
ما با نزدیک شدن طوفان در حالت اضطراب و انتظار بودیم.
she remained on tenterhooks until she heard from him.
او تا زمانی که از او خبری شنید در حالت اضطراب و انتظار باقی ماند.
the audience was on tenterhooks as the magician performed.
با اجرای شعبده باز، تماشاگران در حالت اضطراب و انتظار بودند.
he was on tenterhooks waiting for the delivery.
او در حالی که منتظر تحویل بود، در حالت اضطراب و انتظار بود.
they were on tenterhooks during the critical negotiations.
آنها در طول مذاکرات حیاتی در حالت اضطراب و انتظار بودند.
on tenterhooks, she checked her phone repeatedly.
در حالی که در حالت اضطراب و انتظار بود، او بارها تلفن خود را بررسی کرد.
the kids were on tenterhooks before the surprise party.
قبل از مهمانی غافلگیری، بچهها در حالت اضطراب و انتظار بودند.
on tenterhooks
در حالت انتظار و نگرانی
tenterhooks of suspense
حالت تعلیق و انتظار
left on tenterhooks
در حالت انتظار و نگرانی رها شده
tenterhook situation
شرایط پر تعلیق
tenterhooks waiting
در حال انتظار و نگرانی
tenterhooks feeling
احساس انتظار و نگرانی
tenterhooks moment
لحظه انتظار و نگرانی
tenterhooks anxiety
اضطراب و نگرانی
tenterhooks excitement
هیجان و انتظار
tenterhook response
واکنش در حالت انتظار
she was on tenterhooks waiting for the exam results.
او در حالی که منتظر نتایج امتحان بود، در حالت اضطراب و انتظار قرار داشت.
the team was on tenterhooks before the final game.
تیم قبل از بازی نهایی در حالت اضطراب و انتظار قرار داشت.
he sat on tenterhooks during the job interview.
او در طول مصاحبه شغلی در حالت اضطراب و انتظار نشسته بود.
we were on tenterhooks as the storm approached.
ما با نزدیک شدن طوفان در حالت اضطراب و انتظار بودیم.
she remained on tenterhooks until she heard from him.
او تا زمانی که از او خبری شنید در حالت اضطراب و انتظار باقی ماند.
the audience was on tenterhooks as the magician performed.
با اجرای شعبده باز، تماشاگران در حالت اضطراب و انتظار بودند.
he was on tenterhooks waiting for the delivery.
او در حالی که منتظر تحویل بود، در حالت اضطراب و انتظار بود.
they were on tenterhooks during the critical negotiations.
آنها در طول مذاکرات حیاتی در حالت اضطراب و انتظار بودند.
on tenterhooks, she checked her phone repeatedly.
در حالی که در حالت اضطراب و انتظار بود، او بارها تلفن خود را بررسی کرد.
the kids were on tenterhooks before the surprise party.
قبل از مهمانی غافلگیری، بچهها در حالت اضطراب و انتظار بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید