suspense

[ایالات متحده]/səˈspens/
[بریتانیا]/səˈspens/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت یا احساسی از عدم قطعیت هیجان‌زده یا نگران درباره آنچه ممکن است اتفاق بیفتد.

عبارات و ترکیب‌ها

nail-biting suspense

تعلیق نفس‌گیر

suspenseful atmosphere

فضای پر تعلیق

جملات نمونه

the suspense will be killing.

تعلیق طاقت فرسا خواهد بود.

The suspense was unbearable.

تعلیق طاقت فرسا بود.

the suspense is killing me.

تعلیق دارد مرا می‌کشد.

introduce suspense into a novel;

معرفی تعلیق در یک رمان;

come on, Fran, don't keep me in suspense!.

بیا فران، من را در تعلیق نگه ندار!

suspense that tickles the reader's curiosity.

تعلیقی که کنجکاوی خواننده را تحریک می‌کند.

suspense building from the opening scene to the climax.

تعلیقی که از صحنه آغازین تا اوج داستان شکل می‌گیرد.

we waited in suspense for him to turn the cards over.

ما با تعلیق منتظر ماندیم تا او ورق‌ها را برگرداند.

Inside Nancy Barile's high school classroom in Revere, Massachusetts, students focus intently on writing their own suspense stories.

در کلاس درس دبیرستانی نانسی باریل در ریور، ماساچوست، دانش آموزان با دقت بر نوشتن داستان های تعلیق خود تمرکز می کنند.

SKYJACK. KIDNAP. A time-bomb of suspense has started ticking. Two nations are being held for ransom and... Sean Connery is the agent who takes on The Terrorists

ربودن هواپیما. آدم‌ربایی. یک بمب ساعتی تعلیق شروع به تیک زدن کرده است. دو کشور در حال حاضر گروگان گرفته شده‌اند و... شان کانری مأموری است که با تروریست‌ها مقابله می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید