teriyaki

[ایالات متحده]/ˌtɛrɪˈjɑːki/
[بریتانیا]/ˌtɛriˈjɑːki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. لعابی یا کبابی شده با سس سویا شیرین
n. سبک پخت و پز ژاپنی که شامل مارینه کردن و کباب کردن گوشت یا ماهی در سس سویا است

عبارات و ترکیب‌ها

teriyaki chicken

مرغ تریاکی

teriyaki sauce

سس تریاکی

teriyaki beef

گوشت تریاکی

teriyaki salmon

سالمون تریاکی

teriyaki tofu

توفو تریاکی

teriyaki burger

برگر تریاکی

teriyaki bowl

کاسه تریاکی

teriyaki noodles

نودل تریاکی

teriyaki shrimp

میگو تریاکی

teriyaki glaze

گلیز تریاکی

جملات نمونه

we ordered teriyaki chicken for dinner.

ما مرغ تریاکی سفارش دادیم.

teriyaki sauce adds a sweet flavor to dishes.

سس تریاکی طعم شیرینی به غذاها می‌دهد.

she loves teriyaki salmon with rice.

او عاشق سالمون تریاکی با برنج است.

you can make teriyaki tofu for a vegetarian option.

می‌توانید توفو تریاکی برای یک گزینه گیاهی درست کنید.

we enjoyed teriyaki beef at the restaurant.

ما از گوشت تریاکی در رستوران لذت بردیم.

he marinated the chicken in teriyaki sauce overnight.

او مرغ را در طول شب در سس تریاکی خواباند.

teriyaki burgers are a popular choice at the grill.

برگرهای تریاکی یک انتخاب محبوب در باربکیو هستند.

she drizzled teriyaki sauce over her stir-fried vegetables.

او سس تریاکی را روی سبزیجات سرخ شده خود چکانید.

we had a teriyaki feast at the food festival.

ما یک جشن تریاکی در جشنواره غذا داشتیم.

he prefers teriyaki glaze on his grilled chicken.

او ترجیح می‌دهد روی مرغ گریل شده خود از لعاب تریاکی استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید