terminally

[ایالات متحده]/'tə:minəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در نهایت، غیرقابل درمان

عبارات و ترکیب‌ها

terminally ill

بیمار لاعلاج

terminally ill patient

بیمار دچار بیماری لاعلاج

جملات نمونه

terminally bored tour guides chattering like robots.

راهنمایان تور که به طور مزمن خسته شده بودند، مانند ربات‌ها صحبت می‌کردند.

terminally ill cancer patient

بیمار سرطانی در حال وخامت حال

terminally ill loved one

خانواده یا دوست در حال وخامت حال

terminally ill hospice care

مراقبت‌های پالیاتیو برای بیمار در حال وخامت حال

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید