terming

[ایالات متحده]/ˈtɜːmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɜrmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نامگذاری یا تعریف چیزی; (Term) یک نام شخصی; (Thai) دینگ
v. شکل حال استمراری فعل term

عبارات و ترکیب‌ها

terming it

نام‌گذاری آن

terming this

نام‌گذاری این

terming them

نام‌گذاری آن‌ها

terming new

نام‌گذاری جدید

terming facts

نام‌گذاری حقایق

terming issues

نام‌گذاری مسائل

terming ideas

نام‌گذاری ایده‌ها

terming events

نام‌گذاری رویدادها

terming trends

نام‌گذاری روندها

terming changes

نام‌گذاری تغییرات

جملات نمونه

terming the project a success, the team celebrated their hard work.

با توصیف پروژه به عنوان یک موفقیت، تیم جشن تلاش‌های خود را گرفتند.

the report is terming the new policy as a significant improvement.

گزارش در حال توصیف سیاست جدید به عنوان یک بهبود قابل توجه است.

many experts are terming this discovery a breakthrough in science.

بسیاری از کارشناسان این کشف را به عنوان یک پیشرفت در علم توصیف می‌کنند.

he is terming the current situation as a crisis.

او وضعیت فعلی را بحران توصیف می‌کند.

after the meeting, she is terming the feedback as constructive.

پس از جلسه، او بازخورد را سازنده توصیف می‌کند.

the article is terming the new technology revolutionary.

مقاله فناوری جدید را متحول‌کننده توصیف می‌کند.

in his speech, he is terming the initiative as a game changer.

در سخنرانی خود، او این طرح را یک عامل تغییرکننده توصیف می‌کند.

critics are terming the film as a masterpiece.

منتقدان فیلم را یک شاهکار توصیف می‌کنند.

the organization is terming the event a success.

سازمان رویداد را یک موفقیت توصیف می‌کند.

he is terming her performance as outstanding.

او عملکرد او را برجسته توصیف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید