terran

[ایالات متحده]/ˈtɛrən/
[بریتانیا]/ˈtɛrən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساکن زمین؛ نژاد انسانی

عبارات و ترکیب‌ها

terran habitat

زیستگاه تِرَن

terran environment

محیط زیست تِرَن

terran species

گونه‌های تِرَن

terran landscape

مناظر تِرَن

terran culture

فرهنگ تِرَن

terran civilization

تمدن تِرَن

terran resources

منابع تِرَن

terran life

زندگی تِرَن

terran technology

فناوری تِرَن

terran influence

تاثیر تِرَن

جملات نمونه

the terran landscape is breathtaking.

مناظر زمين بسيار تماشايي هستند.

many terran species are endangered.

بسياري از گونه هاي زمين در خطر انقراض هستند.

the terran atmosphere is vital for life.

جو زمين برای زندگی ضروری است.

terran civilizations have a rich history.

تمدن های زمين تاريخ غنيي دارند.

exploring terran cultures can be enlightening.

كشف فرهنگ هاي زمين مي تواند روشنگر باشد.

terran resources are being depleted rapidly.

منابع زمين به سرعت در حال كاهش هستند.

we must protect terran biodiversity.

ما بايد از تنوع بيولوژيكي زمين محافظت كنيم.

terran weather patterns are changing.

الگوهاي آب و هواي زمين در حال تغيير هستند.

terran exploration has led to many discoveries.

كشف زمين منجر به كشف هاي زيادي شده است.

understanding terran ecosystems is crucial.

درك اكوسيستم هاي زمين بسيار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید