tessins

[ایالات متحده]/ˈtɛsɪnz/
[بریتانیا]/ˈtɛsɪnz/

ترجمه

n. منطقه‌ای در جنوب سوئیس، شناخته شده به خاطر جمعیت سخنگوی ایتالیایی.

عبارات و ترکیب‌ها

tessins design

طراحی تسین

tessins style

سبک تسین

tessins pattern

الگوی تسین

tessins color

رنگ تسین

tessins art

هنر تسین

tessins texture

بافت تسین

tessins collection

کلکسیون تسین

tessins fabric

پارچه تسین

tessins trend

روند تسین

tessins concept

مفهوم تسین

جملات نمونه

she wore beautiful tessins at the gala.

او لباس‌های زیبا با تِسین در مهمانی پوشید.

the designer showcased new tessins in the fashion show.

طراح، تِسین‌های جدید را در نمایشگاه مد به نمایش گذاشت.

he collected rare tessins from around the world.

او تِسین‌های کمیاب را از سراسر جهان جمع‌آوری کرد.

tessins can add a unique touch to any outfit.

تِسین‌ها می‌توانند یک حس خاص را به هر لباسی اضافه کنند.

she loves to experiment with different tessins.

او عاشق آزمایش با تِسین‌های مختلف است.

many artists use tessins in their creations.

بسیاری از هنرمندان از تِسین‌ها در آثار خود استفاده می‌کنند.

he gave her a gift of exquisite tessins.

او به او هدیه‌ای از تِسین‌های نفیس داد.

the museum displayed ancient tessins from various cultures.

موزه تِسین‌های باستانی را از فرهنگ‌های مختلف به نمایش گذاشت.

tessins are often used in traditional ceremonies.

اغلب از تِسین‌ها در مراسم سنتی استفاده می‌شود.

she learned to weave tessins from her grandmother.

او یاد گرفت که تِسین‌ها را از مادربزرگش ببافد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید