testee

[ایالات متحده]/tɛˈstiː/
[بریتانیا]/tɛˈsti/

ترجمه

n. فردی که آزمون می‌دهد؛ موضوع یک آزمون
Word Forms
جمعtestees

عبارات و ترکیب‌ها

testee feedback

بازخورد ارزیاب

testee performance

عملکرد ارزیاب

testee assessment

ارزیابی ارزیاب

testee results

نتایج ارزیاب

testee evaluation

ارزیابی ارزیاب

testee responses

پاسخ‌های ارزیاب

testee criteria

معیارهای ارزیاب

testee guidelines

دستورالعمل‌های ارزیاب

testee instructions

دستورالعمل ارزیاب

testee selection

انتخاب ارزیاب

جملات نمونه

the testee answered all the questions correctly.

آزمودنی به تمام سؤالات به درستی پاسخ داد.

the testee was nervous before the exam.

آزمودنی قبل از امتحان مضطرب بود.

the instructor provided feedback to the testee.

مربی بازخورد به آزمودنی ارائه داد.

the testee showed great improvement over time.

آزمودنی در طول زمان پیشرفت چشمگیری نشان داد.

each testee received a score at the end of the test.

هر آزمودنی در پایان آزمون نمره دریافت کرد.

the testee was required to submit a written report.

از آزمودنی خواسته شد یک گزارش کتبی ارائه دهد.

the testee's performance was evaluated by the panel.

عملکرد آزمودنی توسط هیئت داوران ارزیابی شد.

the testee demonstrated excellent problem-solving skills.

آزمودنی مهارت‌های حل مسئله عالی نشان داد.

after the test, the testee felt relieved.

پس از آزمون، آزمودنی احساس رهایی کرد.

the testee was praised for their effort and dedication.

تلاش و تعهد آزمودنی مورد تحسین قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید