testifies

[ایالات متحده]/ˈtɛstɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈtɛstəˌfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عنوان شاهد شهادت دادن؛ تأیید یا تصدیق کردن

عبارات و ترکیب‌ها

testifies to

گواهی می‌دهد در مورد

testifies against

گواهی می‌دهد علیه

testifies for

گواهی می‌دهد به نفع

testifies under oath

تحت سوگند شهادت می‌دهد

testifies in court

در دادگاه شهادت می‌دهد

testifies clearly

به وضوح شهادت می‌دهد

testifies publicly

به طور علنی شهادت می‌دهد

testifies credibly

به طور معتبر شهادت می‌دهد

testifies truthfully

صادقانه شهادت می‌دهد

testifies willingly

با میل شهادت می‌دهد

جملات نمونه

the witness testifies in court.

شهادت شاهد در دادگاه.

his actions testifies to his character.

رفتار او گوازی شخصیت او است.

the report testifies to the project's success.

گزارش حاکی از موفقیت پروژه است.

she testifies for the importance of education.

او بر اهمیت آموزش تاکید می کند.

the data testifies to the effectiveness of the method.

داده ها نشان دهنده اثربخشی روش است.

his smile testifies to his happiness.

لبخند او نشان دهنده خوشحالی او است.

the history testifies to the city's rich culture.

تاریخ نشان دهنده فرهنگ غنی شهر است.

her achievements testifies to her hard work.

دستاوردهای او نشان دهنده تلاش سخت او است.

the video testifies to the event's occurrence.

ویدیو نشان دهنده وقوع رویداد است.

several studies testifies to the health benefits of exercise.

چندین مطالعه نشان دهنده فواید سلامتی ورزش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید