respond testily
پاسخ با لحن تند
speak testily
با لحن تند صحبت کردن
She responded testily to his question.
او با لحنی تند و عصبی به سوال او پاسخ داد.
The customer spoke testily to the waiter.
مشتری با لحنی تند و عصبی با گارسون صحبت کرد.
He testily rejected the proposal.
او با لحنی تند و عصبی پیشنهاد را رد کرد.
The boss testily criticized the employee's work.
رئیس با لحنی تند و عصبی از کار کارمند انتقاد کرد.
She testily demanded to speak to the manager.
او با لحنی تند و عصبی خواست با مدیر صحبت کند.
He testily brushed off her suggestion.
او با لحنی تند و عصبی پیشنهاد او را کنار گذاشت.
The professor testily responded to the student's question.
پروفسور با لحنی تند و عصبی به سوال دانشجو پاسخ داد.
The politician testily defended his position during the debate.
سیاستمدار با لحنی تند و عصبی از موضع خود در طول بحث دفاع کرد.
The driver testily honked at the slow-moving car in front of him.
راننده با لحنی تند و عصبی بوق ماشین کند جلوی خود را زد.
She testily reminded him of his promise.
او با لحنی تند و عصبی به او یادآوری کرد که قول داده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید