a testy cab driver; a testy refusal to help.
راننده کاب بداخلاق؛ امتناع بداختاه برای کمک.
The energy-rich western province has a testy relationship with the federal government.
استان غربی با منابع انرژی، رابطهای پرتنش با دولت فدرال دارد.
That's when things got a little testy.
زمانی بود که اوضاع کمی عصبی شد.
منبع: NPR News August 2016 CompilationIs it me or did he sound a little testy?
آیا منم که حس میکنم کمی عصبی بود؟
منبع: NPR News January 2023 CompilationBoeing's annual general meeting was also a testy affair.
جلسه عمومی سالانه بوئینگ نیز یک جلسه عصبی بود.
منبع: The Economist (Summary)That can make for testy debate.
این میتواند منجر به بحثهای عصبی شود.
منبع: The Economist (Summary)He sounded testy to me, too.
او هم به نظر من کمی عصبی بود.
منبع: NPR News January 2023 CompilationWith elections due in May, this is a testy time for Erdogan.
با توجه به برگزاری انتخابات در ماه می، این زمان حساسی برای اردوغان است.
منبع: PBS Interview Social SeriesSo, the relationship with United States and others in the West may be testy.
بنابراین، رابطه با ایالات متحده و دیگران در غرب ممکن است کمی عصبی باشد.
منبع: CNN Selects October 2016 CollectionAre you sure? You said that with the testy bark of an old biddy.
مطمئنی؟ آن را با غرغر عصبی یک پیرزن گفتی.
منبع: The Big Bang Theory Season 4Must I budge? Must I observe you? Must I stand and crouch Under your testy humor?
آیا باید کنار بروم؟ آیا باید شما را تماشا کنم؟ آیا باید بایستم و خم شوم زیر شوخیهای عصبی شما؟
منبع: American Version Language Arts Volume 6They should use this good fortune to reset their sometimes testy relations with their users.
آنها باید از این اقبال خوب برای بازنشانی روابط گاه و بیگاه عصبی خود با کاربران خود استفاده کنند.
منبع: The Economist (Summary)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید