tetchinesses

[ایالات متحده]/ˈtɛtʃɪnɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈtɛtʃɪnɪsɪz/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت تندخویی

عبارات و ترکیب‌ها

tetchinesses in conversation

ناخوشی در گفتگو

tetchinesses of children

ناخوشی کودکان

tetchinesses during meetings

ناخوشی در جلسات

tetchinesses in relationships

ناخوشی در روابط

tetchinesses from stress

ناخوشی از استرس

tetchinesses in discussions

ناخوشی در بحث‌ها

tetchinesses of adults

ناخوشی بزرگسالان

tetchinesses in teams

ناخوشی در تیم‌ها

جملات نمونه

his tetchinesses often lead to misunderstandings.

اوجاب زودرس او اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.

she tried to manage her tetchinesses during the meeting.

او سعی کرد در طول جلسه از تندخویی خود مدیریت کند.

frequent tetchinesses can strain relationships.

تندخویی های مکرر می تواند روابط را تحت فشار قرار دهد.

his tetchinesses were evident during the discussion.

تندخویی او در طول بحث آشکار بود.

recognizing her tetchinesses helped her improve communication.

تشخیص تندخویی او به او کمک کرد تا ارتباطات خود را بهبود بخشد.

they learned to navigate his tetchinesses with care.

آنها یاد گرفتند با احتیاط از تندخویی او عبور کنند.

her tetchinesses were often triggered by stress.

تندخویی او اغلب توسط استرس تحریک می شد.

managing tetchinesses is crucial for team harmony.

مدیریت تندخویی برای هماهنگی تیم بسیار مهم است.

he apologized for his recent tetchinesses.

او برای تندخویی اخیرش عذرخواهی کرد.

understanding his tetchinesses made their friendship stronger.

درک تندخویی او باعث تقویت دوستی آنها شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید