guidebook

[ایالات متحده]/'gaɪdbʊk/
[بریتانیا]/'ɡaɪdbʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راهنمای سفر

عبارات و ترکیب‌ها

travel guidebook

راهنمای سفر

tourist guidebook

راهنمای توریستی

جملات نمونه

This guidebook is a mine of information.

این راهنمای سفر منبع اطلاعاتی ارزشمند است.

most guidebook history is written from the editor's perspective.

بیشتر تاریخچه راهنماهای سفر از دیدگاه ویراستار نوشته شده است.

Operate guidebook:Three homology pictures the ability expunction.

راه اندازی راهنمای سفر: سه تصویر همولوژی توانایی حذف.

This guidebook points out the main facts of early American history.

این راهنمای سفر نکات اصلی تاریخ آمریکا را نشان می دهد.

any of a series of travel guidebooks published by the German firm founded by Karl Baedeker.

هر یک از مجموعه ای از راهنماهای سفر که توسط شرکت آلمانی تاسیس شده توسط کارل بائودکر منتشر شده است.

Operate guidebook:The direction key control, the or so key make a turn, up and down the key go forward countermarch.

راه اندازی راهنمای سفر: کلید کنترل جهت، کلید یا آن، بچرخید، کلید بالا و پایین به جلو بروید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید