thematical

[ایالات متحده]/θɪˈmætɪkəl/
[بریتانیا]/θəˈmætɪkəl/

ترجمه

adj. مربوط به یک تم یا موضوع; مربوط به ریشه یک کلمه در زبان‌شناسی; اشاره به ملودی اصلی در موسیقی; تماتیک; از یک تم خاص

عبارات و ترکیب‌ها

thematical analysis

تجزیه و تحلیل موضوعی

thematical framework

چارچوب موضوعی

thematical focus

تمرکز موضوعی

thematical approach

رویکرد موضوعی

thematical structure

ساختار موضوعی

thematical relevance

ارتباط موضوعی

thematical content

محتوای موضوعی

thematical development

توسعه موضوعی

thematical elements

عناصر موضوعی

thematical significance

اهمیت موضوعی

جملات نمونه

thematical analysis of the text reveals hidden meanings.

تحلیل موضوعی متن، معانی پنهان را آشکار می‌کند.

thematical elements in the film enhance its narrative.

عناصر موضوعی در فیلم، روایت آن را تقویت می‌کنند.

we need to focus on thematical coherence in our project.

ما باید بر انسجام موضوعی در پروژه خود تمرکز کنیم.

thematical discussions often lead to deeper insights.

بحث‌های موضوعی اغلب منجر به بینش‌های عمیق‌تر می‌شوند.

her thematical approach to the subject was refreshing.

رویکرد موضوعی او به این موضوع، نوآورانه بود.

we should explore thematical connections between these works.

ما باید ارتباطات موضوعی بین این آثار را بررسی کنیم.

thematical diversity is important in literature.

تنوع موضوعی در ادبیات مهم است.

his thematical focus on identity shaped the narrative.

تمرکز موضوعی او بر هویت، روایت را شکل داد.

thematical consistency enhances the reader's experience.

ثبات موضوعی، تجربه خواننده را بهبود می‌بخشد.

analyzing thematical patterns can reveal cultural insights.

تجزیه و تحلیل الگوهای موضوعی می‌تواند بینش‌های فرهنگی را آشکار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید