irrelevant

[ایالات متحده]/ɪˈreləvənt/
[بریتانیا]/ɪˈreləvənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌ربط؛ نامربوط

جملات نمونه

Her statement is irrelevant to this case.

اظهارات او برای این پرونده نامربوط است.

That is completely irrelevant to the subject under discussion.

این کاملاً نامربوط به موضوع مورد بحث است.

spiritual beings. See also Synonyms at irrelevant material

موجودات معنوی. همچنین به مترادف ها در نامربوط ماده مراجعه کنید.

the measures are irrelevant as far as inflation is concerned.

این اقدامات تا زمانی که به تورم مربوط می شود، نامربوط هستند.

A question about arithmetic is irrelevant in a music lesson.

یک سؤال در مورد محاسبات در یک درس موسیقی نامربوط است.

Never validate their financial inaptitude by using irrelevant comparisons.

هرگز ناتوانی مالی آنها را با استفاده از مقایسه های نامربوط تایید نکنید.

What you have just said is irrelevant to the subject.

آنچه شما به تازگی گفته اید، نامربوط به موضوع است.

Ludicrously irrelevant thoughts swarmed in her head.

افکار مضحکانه و نامربوط در سرش جمع شده بود.

It was all irrelevant, but I didn’t dare interrupt him in midflow.

همه آن نامربوط بود، اما جرات نکردم در حین صحبت کردن او را قطع کنم.

That is irrelevant; we must keep the main purpose of this meeting in sight.

این نامربوط است؛ ما باید هدف اصلی این جلسه را در نظر داشته باشیم.

For a one-drive autochanger, this is irrelevant (one device file would have the index 1).

برای یک درایو خودکار، این نامربوط است (فایل یک دستگاه دارای شاخص 1 خواهد بود).

Hecklers in the crowd asked irrelevant questions for the sole purpose of vexing the speaker.

افراد مزاحم در جمعیت سؤالات نامربوطی پرسیدند تا فقط سخنران را آزار دهند.

The thought may have been apropos, but I suppressed its expression out of consideration of their feelings. irrelevant

به نظر می رسد این فکر مناسب بوده، اما از روی ملاحظه احساسات آنها، آن را سرکوب کردم. نامربوط

A newspaper reader can select what he is interested in and skip what he thinks is boring or irrelevant.

یک خواننده روزنامه می تواند آنچه را که به آن علاقه دارد انتخاب کند و آنچه را که فکر می کند خسته کننده یا نامربوط است، رد کند.

نمونه‌های واقعی

Is everything before and after that utterly irrelevant?

آیا همه چیز قبل و بعد از آن کاملاً بی‌ربط است؟

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

Jessica, Mike, the dance, the school - they all seemed strangely irrelevant at the moment.

جیسیکا، مایک، رقص، مدرسه - همه آنها در آن لحظه به طرز عجیبی بی‌ربط به نظر می‌رسیدند.

منبع: Twilight: Eclipse

That eliminates free will and renders humanity irrelevant?

آیا این باعث حذف اراده آزاد و بی‌ارزشی انسان می‌شود؟

منبع: Person of Interest Season 5

Huh... I just said something totally irrelevant in the middle of this video.

هی... من همین الان در وسط این ویدیو چیزی کاملاً بی‌ربط گفتم.

منبع: Crash Course Writing Series

Ove dismisses this as utterly irrelevant, of course, because it is clearly broken now.

اوه، این را کاملاً بی‌ربط تلقی می‌کند، البته، زیرا اکنون به وضوح خراب است.

منبع: A man named Ove decides to die.

It's considered entirely irrelevant, by economists and governments, what people are spending on.

این به عنوان کاملاً بی‌ربط در نظر گرفته می‌شود، توسط اقتصاددانان و دولت‌ها، مردم چه چیزی خرج می‌کنند.

منبع: Cultural Discussions

The only reason I'm smiling, is because it's practically irrelevant.

تنها دلیلی که می‌خندم این است که تقریباً بی‌ربط است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

The word " to" is really really irrelevant.

کلمه " به "، واقعاً واقعاً بی‌ربط است.

منبع: Elliot teaches British English.

D) By separating relevant from irrelevant data.

د) با جدا کردن داده‌های مرتبط از داده‌های غیرمرتبط.

منبع: Past exam papers for the English CET-6 reading section.

What you have just said is irrelevant to the subject.

آنچه شما همین الان گفته‌اید با موضوع ارتباطی ندارد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید