theophany

[ایالات متحده]/θiːˈɒfəni/
[بریتانیا]/θiˈɑːfəni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظهور یک خدا به یک انسان؛ تجلی خدا
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

divine theophany

ظهور الهی

theophany event

واقعه تجلی

theophany experience

تجربه تجلی

mystical theophany

تجلی عرفانی

theophany vision

دید تجلی

theophany revelation

وحی تجلی

theophany significance

اهمیت تجلی

theophany tradition

آداب تجلی

theophany celebration

جشن تجلی

theophany interpretation

تفسیر تجلی

جملات نمونه

the theophany of god was witnessed by many.

ظهور خدا توسط بسیاری از افراد مشاهده شد.

in ancient texts, theophany often signifies divine intervention.

در متون باستانی، تجلی اغلب نشان دهنده مداخله الهی است.

the theophany during the festival amazed the crowd.

ظهور در طول جشنواره، جمعیت را شگفت زده کرد.

many religions describe a theophany as a pivotal moment.

بسیاری از ادیان، تجلی را به عنوان یک لحظه حیاتی توصیف می کنند.

she felt a deep connection during the theophany.

او در طول تجلی ارتباط عمیقی احساس کرد.

the theophany was celebrated with great reverence.

تجلی با احترام فراوان جشن گرفته شد.

his writings often explore the theme of theophany.

نوشته های او اغلب به بررسی موضوع تجلی می پردازد.

many believe that a theophany can change lives.

بسیاری معتقدند که تجلی می تواند زندگی ها را تغییر دهد.

the theophany revealed truths about the universe.

تجلی حقایقی را در مورد جهان آشکار کرد.

artists have depicted theophany in various forms.

هنرمندان تجلی را به اشکال مختلف به تصویر کشیده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید