| جمع | thingamabobs |
that thingamabob
آن چیزفامابوب
the thingamabob
همان چیزفامابوب
some thingamabob
چیزفامابوب برخی
a thingamabob
یک چیزفامابوب
thingamabob maker
سازنده چیزفامابوب
thingamabob factory
کارخانه چیزفامابوب
thingamabob repair
تعمیر چیزفامابوب
thingamabob collector
گردآورنده چیزفامابوب
thingamabob expert
متخصص چیزفامابوب
thingamabob shop
فروشگاه چیزفامابوب
i can't find that thingamabob i just bought.
من نمیتوانم آن وسیلهای را که به تازگی خریدم پیدا کنم.
can you pass me the thingamabob over there?
میتوانی آن وسیله را آنجا به من بدهی؟
this thingamabob is really useful for fixing things.
آن وسیله برای تعمیر کردن وسایل واقعاً مفید است.
what is that thingamabob doing on the table?
آن وسیله چه میکند که روی میز است؟
he always carries a thingamabob in his backpack.
او همیشه یک وسیله را در کولهپشتیاش حمل میکند.
she has a collection of thingamabobs from her travels.
او مجموعهای از وسایل را از سفرش دارد.
do you know how to use that thingamabob?
آیا میدانی چطور از آن وسیله استفاده کنی؟
that thingamabob is a great conversation starter.
آن وسیله شروعکننده یک مکالمه عالی است.
i've never seen a thingamabob like this before.
من تا به حال چنین وسیلهای ندیدهام.
she invented a new thingamabob that helps with cooking.
او یک وسیله جدید اختراع کرد که به پخت و پز کمک میکند.
that thingamabob
آن چیزفامابوب
the thingamabob
همان چیزفامابوب
some thingamabob
چیزفامابوب برخی
a thingamabob
یک چیزفامابوب
thingamabob maker
سازنده چیزفامابوب
thingamabob factory
کارخانه چیزفامابوب
thingamabob repair
تعمیر چیزفامابوب
thingamabob collector
گردآورنده چیزفامابوب
thingamabob expert
متخصص چیزفامابوب
thingamabob shop
فروشگاه چیزفامابوب
i can't find that thingamabob i just bought.
من نمیتوانم آن وسیلهای را که به تازگی خریدم پیدا کنم.
can you pass me the thingamabob over there?
میتوانی آن وسیله را آنجا به من بدهی؟
this thingamabob is really useful for fixing things.
آن وسیله برای تعمیر کردن وسایل واقعاً مفید است.
what is that thingamabob doing on the table?
آن وسیله چه میکند که روی میز است؟
he always carries a thingamabob in his backpack.
او همیشه یک وسیله را در کولهپشتیاش حمل میکند.
she has a collection of thingamabobs from her travels.
او مجموعهای از وسایل را از سفرش دارد.
do you know how to use that thingamabob?
آیا میدانی چطور از آن وسیله استفاده کنی؟
that thingamabob is a great conversation starter.
آن وسیله شروعکننده یک مکالمه عالی است.
i've never seen a thingamabob like this before.
من تا به حال چنین وسیلهای ندیدهام.
she invented a new thingamabob that helps with cooking.
او یک وسیله جدید اختراع کرد که به پخت و پز کمک میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید