thingamabob

[ایالات متحده]/ˈθɪŋə mə bɒb/
[بریتانیا]/ˈθɪŋə mə bɑb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (غیررسمی) شخص یا چیزی که نامش ناشناخته یا نامشخص است؛ (غیررسمی) شخص یا چیزی که نامش ناشناخته یا نامشخص است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

that thingamabob

آن چیزفامابوب

the thingamabob

همان چیزفامابوب

some thingamabob

چیزفامابوب برخی

a thingamabob

یک چیزفامابوب

thingamabob maker

سازنده چیزفامابوب

thingamabob factory

کارخانه چیزفامابوب

thingamabob repair

تعمیر چیزفامابوب

thingamabob collector

گردآورنده چیزفامابوب

thingamabob expert

متخصص چیزفامابوب

thingamabob shop

فروشگاه چیزفامابوب

جملات نمونه

i can't find that thingamabob i just bought.

من نمی‌توانم آن وسیله‌ای را که به تازگی خریدم پیدا کنم.

can you pass me the thingamabob over there?

می‌توانی آن وسیله را آنجا به من بدهی؟

this thingamabob is really useful for fixing things.

آن وسیله برای تعمیر کردن وسایل واقعاً مفید است.

what is that thingamabob doing on the table?

آن وسیله چه می‌کند که روی میز است؟

he always carries a thingamabob in his backpack.

او همیشه یک وسیله را در کوله‌پشتی‌اش حمل می‌کند.

she has a collection of thingamabobs from her travels.

او مجموعه‌ای از وسایل را از سفرش دارد.

do you know how to use that thingamabob?

آیا می‌دانی چطور از آن وسیله استفاده کنی؟

that thingamabob is a great conversation starter.

آن وسیله شروع‌کننده یک مکالمه عالی است.

i've never seen a thingamabob like this before.

من تا به حال چنین وسیله‌ای ندیده‌ام.

she invented a new thingamabob that helps with cooking.

او یک وسیله جدید اختراع کرد که به پخت و پز کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید