thingumajig tool
ابزار چیزنما
thingumajig device
دستگاه چیزنما
thingumajig gadget
وسیله چیزنما
thingumajig thing
چیز چیزنما
thingumajig whatchamacallit
چیزِ اسمش رو یادم رفته
thingumajig widget
ویجت چیزنما
thingumajig contraption
دستگاه پیچیده چیزنما
thingumajig doodad
لوازم جانبی چیزنما
thingumajig doohickey
وسیله جانبی چیزنما
thingumajig mechanism
مکانیزم چیزنما
can you pass me that thingumajig over there?
میتوانی آن وسیله را از آن طرف به من بدهی؟
i need a thingumajig to fix this machine.
من به یک وسیله برای تعمیر این دستگاه نیاز دارم.
what is that thingumajig you are holding?
آن وسیلهای که در دستت داری چیست؟
he always carries a thingumajig in his bag.
او همیشه یک وسیله را در کیف خود حمل میکند.
that thingumajig is really useful for cooking.
آن وسیله برای آشپزی بسیار مفید است.
i forgot the name of that thingumajig we saw yesterday.
اسم آن وسیلهای که دیروز دیدیم را فراموش کردم.
she has a thingumajig for every occasion.
او برای هر مناسبتی یک وسیله دارد.
can you show me how to use that thingumajig?
میتوانی به من نشان دهی که چگونه از آن وسیله استفاده کنم؟
this thingumajig is perfect for organizing my desk.
این وسیله برای مرتب کردن میز من عالی است.
they invented a new thingumajig that makes life easier.
آنها یک وسیله جدید اختراع کردند که زندگی را آسانتر میکند.
thingumajig tool
ابزار چیزنما
thingumajig device
دستگاه چیزنما
thingumajig gadget
وسیله چیزنما
thingumajig thing
چیز چیزنما
thingumajig whatchamacallit
چیزِ اسمش رو یادم رفته
thingumajig widget
ویجت چیزنما
thingumajig contraption
دستگاه پیچیده چیزنما
thingumajig doodad
لوازم جانبی چیزنما
thingumajig doohickey
وسیله جانبی چیزنما
thingumajig mechanism
مکانیزم چیزنما
can you pass me that thingumajig over there?
میتوانی آن وسیله را از آن طرف به من بدهی؟
i need a thingumajig to fix this machine.
من به یک وسیله برای تعمیر این دستگاه نیاز دارم.
what is that thingumajig you are holding?
آن وسیلهای که در دستت داری چیست؟
he always carries a thingumajig in his bag.
او همیشه یک وسیله را در کیف خود حمل میکند.
that thingumajig is really useful for cooking.
آن وسیله برای آشپزی بسیار مفید است.
i forgot the name of that thingumajig we saw yesterday.
اسم آن وسیلهای که دیروز دیدیم را فراموش کردم.
she has a thingumajig for every occasion.
او برای هر مناسبتی یک وسیله دارد.
can you show me how to use that thingumajig?
میتوانی به من نشان دهی که چگونه از آن وسیله استفاده کنم؟
this thingumajig is perfect for organizing my desk.
این وسیله برای مرتب کردن میز من عالی است.
they invented a new thingumajig that makes life easier.
آنها یک وسیله جدید اختراع کردند که زندگی را آسانتر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید