thirstier

[ایالات متحده]/ˈθɜːstɪə/
[بریتانیا]/ˈθɜrstɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نیاز بیشتری به آب داشتن؛ تمایل بیشتری به چیزی داشتن؛ اشاره به شرایط خشک در گیاهان یا مزارع؛ کمبود آب کافی داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

thirstier than ever

بی‌وقفه تشنه‌تر

feeling thirstier now

حالا احساس تشنگی بیشتری دارم

thirstier after exercise

بعد از ورزش تشنه‌تر

thirstier during summer

در طول تابستان تشنه‌تر

thirstier than usual

عادتیم‌تر

thirstier after running

بعد از دویدن تشنه‌تر

thirstier in heat

در گرما تشنه‌تر

thirstier at night

شب‌ها تشنه‌تر

thirstier after work

بعد از کار تشنه‌تر

thirstier for water

برای آب تشنه‌تر

جملات نمونه

after running for an hour, i felt thirstier than ever.

بعد از دویدن به مدت یک ساعت، احساس کردم از همیشه بیشتر تشنه شدم.

as the sun rose higher, the hikers became thirstier.

با بالا رفتن خورشید، کوهنوردان بیشتر احساس تشنگی کردند.

drinking salty snacks made me thirstier.

خوردن میان وعده‌های شور باعث شد بیشتر احساس تشنگی کنم.

the more i exercised, the thirstier i got.

هرچه بیشتر ورزش می‌کردم، بیشتر احساس تشنگی می‌کردم.

on hot summer days, kids always seem thirstier.

در روزهای گرم تابستان، بچه‌ها همیشه بیشتر احساس تشنگی می‌کنند.

after the long meeting, everyone felt thirstier.

بعد از جلسه طولانی، همه احساس تشنگی بیشتری کردند.

she sipped her drink slowly, but still felt thirstier.

او به آرامی نوشیدنی‌اش را سر کشید، اما همچنان احساس تشنگی بیشتری کرد.

every hour in the sun made me thirstier.

هر ساعت در آفتاب باعث می‌شد بیشتر احساس تشنگی کنم.

after the workout, i was thirstier than i expected.

بعد از تمرین، احساس تشنگی بیشتری از آنچه انتظار داشتم کردم.

with each sip of water, i became thirstier.

با هر جرعه آب، بیشتر احساس تشنگی می‌کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید