thrusters

[ایالات متحده]/ˈθrʌstəz/
[بریتانیا]/ˈθrʌstərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌هایی که نیروی کشش ایجاد می‌کنند تا وسیله‌ای را به جلو برانند

عبارات و ترکیب‌ها

main thrusters

راکتورهای اصلی

reaction thrusters

راکتورهای عکس‌العمل

thrusters engaged

راکتورها فعال هستند

thrusters offline

راکتورها غیرفعال هستند

auxiliary thrusters

راکتورهای کمکی

thrusters activated

راکتورها روشن شدند

thrusters calibration

کالیبراسیون راکتور

thrusters control

کنترل راکتور

thrusters test

تست راکتور

thrusters failure

خرابی راکتور

جملات نمونه

the spacecraft's thrusters were activated for landing.

پیش‌رانش‌های فضاپیما برای فرود فعال شدند.

engineers designed the thrusters to improve maneuverability.

مهندسان پیش‌رانش‌ها را برای بهبود مانورپذیری طراحی کردند.

we need to check the thrusters before the launch.

ما باید پیش‌رانش‌ها را قبل از پرتاب بررسی کنیم.

thrusters play a crucial role in space navigation.

پیش‌رانش‌ها نقش مهمی در ناوبری فضایی ایفا می‌کنند.

the satellite's thrusters were malfunctioning during the mission.

پیش‌رانش‌های ماهواره در طول ماموریت دچار نقص فنی شدند.

adjusting the thrusters can help stabilize the spacecraft.

تنظیم پیش‌رانش‌ها می‌تواند به تثبیت فضاپیما کمک کند.

they tested the thrusters under various conditions.

آنها پیش‌رانش‌ها را در شرایط مختلف آزمایش کردند.

the thrusters provide the necessary thrust for takeoff.

پیش‌رانش‌ها نیروی مورد نیاز برای بلند شدن را فراهم می‌کنند.

she monitored the thrusters' performance during the flight.

او عملکرد پیش‌رانش‌ها را در طول پرواز رصد کرد.

proper calibration of the thrusters is essential for safety.

کالیبراسیون مناسب پیش‌رانش‌ها برای ایمنی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید