thumbs

[ایالات متحده]/θʌmz/
[بریتانیا]/θʌmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع انگشت شست؛ قسمتی از دستکش که انگشت شست را می‌پوشاند

عبارات و ترکیب‌ها

thumbs up

تشویق

thumbs down

بی‌احترام

thumbs crossed

انگشت‌های متقاطع

thumbs in

انگشتان داخل

thumbs together

انگشتان به هم

thumbs out

انگشتان بیرون

thumbs up for

انگشت شست بالا برای

thumbs down for

انگشت شست پایین برای

thumbs on

انگشتان روشن

thumbs off

انگشتان خاموش

جملات نمونه

he gave me a thumbs up for my presentation.

او برای ارائه من به من دستبشاری داد.

she always gives a thumbs down to bad movies.

او همیشه برای فیلم‌های بد دستبشاری منفی می‌دهد.

they were all thumbs when it came to fixing the car.

وقتی صحبت از تعمیر ماشین شد، آنها کاملاً ناتوان بودند.

he is all thumbs when it comes to cooking.

وقتی صحبت از آشپزی می‌شود، او کاملاً ناتوان است.

give me a thumbs up if you agree.

اگر موافقید، به من دستبشاری بدهید.

she raised her thumbs in excitement.

او با هیجان دستهایش را بالا برد.

his thumbs were sore after the long gaming session.

بعد از جلسه بازی طولانی، انگشتان شست او درد می‌کردند.

they managed to fix the issue with a few thumbs up from the team.

آنها با کمک چند دستبشاری از تیم توانستند مشکل را حل کنند.

she has a knack for giving helpful thumbs up.

او در دادن دستبشاری‌های مفید استعداد دارد.

after the performance, the audience gave a thumbs up.

بعد از اجرا، تماشاگران دستبشاری دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید