thumbs up
تشویق
thumbs down
بیاحترام
thumbs crossed
انگشتهای متقاطع
thumbs in
انگشتان داخل
thumbs together
انگشتان به هم
thumbs out
انگشتان بیرون
thumbs up for
انگشت شست بالا برای
thumbs down for
انگشت شست پایین برای
thumbs on
انگشتان روشن
thumbs off
انگشتان خاموش
he gave me a thumbs up for my presentation.
او برای ارائه من به من دستبشاری داد.
she always gives a thumbs down to bad movies.
او همیشه برای فیلمهای بد دستبشاری منفی میدهد.
they were all thumbs when it came to fixing the car.
وقتی صحبت از تعمیر ماشین شد، آنها کاملاً ناتوان بودند.
he is all thumbs when it comes to cooking.
وقتی صحبت از آشپزی میشود، او کاملاً ناتوان است.
give me a thumbs up if you agree.
اگر موافقید، به من دستبشاری بدهید.
she raised her thumbs in excitement.
او با هیجان دستهایش را بالا برد.
his thumbs were sore after the long gaming session.
بعد از جلسه بازی طولانی، انگشتان شست او درد میکردند.
they managed to fix the issue with a few thumbs up from the team.
آنها با کمک چند دستبشاری از تیم توانستند مشکل را حل کنند.
she has a knack for giving helpful thumbs up.
او در دادن دستبشاریهای مفید استعداد دارد.
after the performance, the audience gave a thumbs up.
بعد از اجرا، تماشاگران دستبشاری دادند.
thumbs up
تشویق
thumbs down
بیاحترام
thumbs crossed
انگشتهای متقاطع
thumbs in
انگشتان داخل
thumbs together
انگشتان به هم
thumbs out
انگشتان بیرون
thumbs up for
انگشت شست بالا برای
thumbs down for
انگشت شست پایین برای
thumbs on
انگشتان روشن
thumbs off
انگشتان خاموش
he gave me a thumbs up for my presentation.
او برای ارائه من به من دستبشاری داد.
she always gives a thumbs down to bad movies.
او همیشه برای فیلمهای بد دستبشاری منفی میدهد.
they were all thumbs when it came to fixing the car.
وقتی صحبت از تعمیر ماشین شد، آنها کاملاً ناتوان بودند.
he is all thumbs when it comes to cooking.
وقتی صحبت از آشپزی میشود، او کاملاً ناتوان است.
give me a thumbs up if you agree.
اگر موافقید، به من دستبشاری بدهید.
she raised her thumbs in excitement.
او با هیجان دستهایش را بالا برد.
his thumbs were sore after the long gaming session.
بعد از جلسه بازی طولانی، انگشتان شست او درد میکردند.
they managed to fix the issue with a few thumbs up from the team.
آنها با کمک چند دستبشاری از تیم توانستند مشکل را حل کنند.
she has a knack for giving helpful thumbs up.
او در دادن دستبشاریهای مفید استعداد دارد.
after the performance, the audience gave a thumbs up.
بعد از اجرا، تماشاگران دستبشاری دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید