| جمع | thuns |
thun storm
طوفان تون
thun lake
دریاچه تون
thun castle
قلعه تون
thun festival
جشنواره تون
thun market
بازار تون
thun bridge
پل تون
thun river
رودخانه تون
thun region
منطقه تون
thun view
منظره تون
thun culture
فرهنگ تون
we need to thun the budget for next year.
ما نیاز داریم بودجه را برای سال آینده تنظیم کنیم.
she decided to thun her wardrobe for the new season.
او تصمیم گرفت کمد لباس خود را برای فصل جدید تنظیم کند.
they often thun their plans at the last minute.
آنها اغلب برنامه های خود را در دقیقه آخر تنظیم می کنند.
he had to thun his expectations for the project.
او مجبور شد انتظارات خود را برای پروژه تنظیم کند.
it's time to thun the unnecessary details from the report.
وقت آن رسیده است که جزئیات غیر ضروری را از گزارش حذف کنیم.
we should thun the guest list for the wedding.
ما باید لیست مهمانان را برای عروسی تنظیم کنیم.
she plans to thun her social media usage.
او قصد دارد استفاده از رسانه های اجتماعی خود را تنظیم کند.
to save time, we need to thun the meeting agenda.
برای صرفه جویی در وقت، ما نیاز داریم دستور کار جلسه را تنظیم کنیم.
he decided to thun his commitments this year.
او تصمیم گرفت تعهدات خود را امسال تنظیم کند.
they will thun the team size for better efficiency.
آنها اندازه تیم را برای افزایش بهره وری تنظیم خواهند کرد.
thun storm
طوفان تون
thun lake
دریاچه تون
thun castle
قلعه تون
thun festival
جشنواره تون
thun market
بازار تون
thun bridge
پل تون
thun river
رودخانه تون
thun region
منطقه تون
thun view
منظره تون
thun culture
فرهنگ تون
we need to thun the budget for next year.
ما نیاز داریم بودجه را برای سال آینده تنظیم کنیم.
she decided to thun her wardrobe for the new season.
او تصمیم گرفت کمد لباس خود را برای فصل جدید تنظیم کند.
they often thun their plans at the last minute.
آنها اغلب برنامه های خود را در دقیقه آخر تنظیم می کنند.
he had to thun his expectations for the project.
او مجبور شد انتظارات خود را برای پروژه تنظیم کند.
it's time to thun the unnecessary details from the report.
وقت آن رسیده است که جزئیات غیر ضروری را از گزارش حذف کنیم.
we should thun the guest list for the wedding.
ما باید لیست مهمانان را برای عروسی تنظیم کنیم.
she plans to thun her social media usage.
او قصد دارد استفاده از رسانه های اجتماعی خود را تنظیم کند.
to save time, we need to thun the meeting agenda.
برای صرفه جویی در وقت، ما نیاز داریم دستور کار جلسه را تنظیم کنیم.
he decided to thun his commitments this year.
او تصمیم گرفت تعهدات خود را امسال تنظیم کند.
they will thun the team size for better efficiency.
آنها اندازه تیم را برای افزایش بهره وری تنظیم خواهند کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید