tiding

[ایالات متحده]/'taɪdɪŋ/
[بریتانیا]/'taɪdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بالا و پایین آمدن جزر و مد
vt. با جزر و مد حرکت کردن یا شناور شدن؛ با جزر و مد شناور شدن
Word Forms
جمعtidings

عبارات و ترکیب‌ها

good tidings

خوش خبرها

tidings of joy

خوش خبری شادی

tidings of peace

خوش خبری صلح

tidings of comfort

خوش خبری آسایش

tidings of hope

خوش خبری امید

tidings of love

خوش خبری عشق

tidings of success

خوش خبری موفقیت

tidings of change

خوش خبر تغییر

tidings of joyfulness

خوش خبر شادمانی

tidings of celebration

خوش خبر جشن

جملات نمونه

good tidings often bring joy to people's hearts.

خبرهای خوب اغلب شادی را به قلب مردم می آورند.

they shared the tidings of their engagement with family.

آنها خبر نامزدی خود را با خانواده در میان گذاشتند.

she received tidings from her old friend after many years.

او پس از سال‌ها از دوست قدیمی خود خبر دریافت کرد.

the tidings of peace were welcomed by all nations.

خبر صلح مورد استقبال همه ملت‌ها قرار گرفت.

he was thrilled to hear the tidings of his promotion.

او از شنیدن خبر ارتقای خود بسیار هیجان‌زده بود.

she spread tidings of hope to those in need.

او خبر امید را در میان نیازمندان منتشر کرد.

the tidings of the festival brought excitement to the town.

خبر جشنواره باعث هیجان در شهر شد.

he sent tidings of his travels to his family.

او خبر سفر خود را برای خانواده‌اش فرستاد.

they rejoiced at the tidings of a new baby.

آنها از خبر تولد یک نوزاد جدید خوشحال شدند.

we gathered to share the tidings of our success.

ما برای به اشتراک گذاشتن خبر موفقیت خود گرد هم آمدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید