tiffin

[ایالات متحده]/ˈtɪfɪn/
[بریتانیا]/ˈtɪfɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناهار در هند
v. ناهار خوردن، ناهار سرو کردن
Word Forms
جمعtiffins

عبارات و ترکیب‌ها

tiffin box

جعبه تiffin

tiffin service

خدمات تiffin

tiffin carrier

حامل تiffin

tiffin time

زمان تiffin

tiffin meal

وعده غذایی تiffin

tiffin lunch

ناهار تiffin

tiffin delivery

تحویل تiffin

tiffin tray

سینی تiffin

tiffin recipes

دستور العمل های تiffin

tiffin container

ظرف تiffin

جملات نمونه

she packed a delicious tiffin for her husband.

او یک ظرف غذاي خوشمزه برای همسرش آماده کرد.

we enjoyed a picnic with tiffin under the trees.

ما از پیک نیک با ظرف غذا زیر درختان لذت بردیم.

he always carries his tiffin to work.

او همیشه ظرف غذایش را با خود به سر کار می برد.

the tiffin service delivers meals to busy professionals.

خدمات تحویل ظرف غذا، غذا را به متخصصان پرمشغله تحویل می دهد.

she reminisced about her school days and the tiffins they shared.

او در مورد دوران مدرسه و ظرف غذاهایی که با هم به اشتراک می گذاشتند، یادآوری کرد.

he opened his tiffin to find a variety of dishes.

او ظرف غذایش را باز کرد تا انواع غذاها را ببیند.

they exchanged tiffins as a gesture of friendship.

آنها به عنوان نشانه ای از دوستی، ظرف غذاها را با هم عوض کردند.

the aroma from her tiffin filled the room.

عطر ظرف غذای او اتاق را پر کرد.

he forgot his tiffin at home and had to buy lunch.

او ظرف غذایش را در خانه فراموش کرد و مجبور شد ناهار بخرد.

they often discuss their favorite tiffin recipes.

آنها اغلب در مورد دستور العمل های مورد علاقه ظرف غذای خود صحبت می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید