tigresses

[ایالات متحده]/ˈtaɪɡrəsɪz/
[بریتانیا]/ˈtaɪɡrəsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ببرهای ماده؛ زنان وحشی

عبارات و ترکیب‌ها

fierce tigresses

ببرهای خشمگین

playful tigresses

ببرهای بازیگوش

majestic tigresses

ببرهای باشکوه

wild tigresses

ببرهای وحشی

endangered tigresses

ببرهای در معرض خطر

strong tigresses

ببرهای قوی

beautiful tigresses

ببرهای زیبا

caring tigresses

ببرهای دلسوز

agile tigresses

ببرهای چابک

protective tigresses

ببرهای محافظ

جملات نمونه

tigresses are known for their strength and agility.

ببوی‌ها به خاطر قدرت و چابکی خود شناخته می‌شوند.

the tigresses hunt alone or with their cubs.

ببوی‌ها به تنهایی یا با توله‌های خود شکار می‌کنند.

in the wild, tigresses mark their territory.

در طبیعت، ببوی‌ها قلمرو خود را علامت‌گذاری می‌کنند.

tigresses are protective mothers.

ببوی‌ها مادران محافظ هستند.

many tigresses can be found in national parks.

ببوی‌های زیادی را می‌توان در پارک‌های ملی یافت.

tigresses often give birth to two to four cubs.

ببوی‌ها اغلب دو تا چهار توله به دنیا می‌آورند.

conservation efforts are vital for the survival of tigresses.

تلاش‌های حفاظتی برای بقای ببوی‌ها حیاتی هستند.

tigresses communicate with each other through vocalizations.

ببوی‌ها از طریق صداها با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

female tigresses are the primary caregivers for their young.

ببوی‌های ماده مراقبان اصلی توله‌های خود هستند.

tigresses play a crucial role in their ecosystem.

ببوی‌ها نقش مهمی در اکوسیستم خود ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید