tillering

[ایالات متحده]/ˈtɪl.ər.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɪl.ɚ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تولید شاخه‌ها یا جوانه‌ها از پایه یک گیاه

عبارات و ترکیب‌ها

tillering stage

مرحله وجوه

tillering process

فرآیند وجوه

tillering ability

توانایی وجوه

tillering growth

رشد وجوه

tillering management

مدیریت وجوه

tillering density

چگالی وجوه

tillering characteristics

ویژگی‌های وجوه

tillering response

پاسخ وجوه

tillering phase

فاز وجوه

tillering factors

عوامل وجوه

جملات نمونه

tillering is crucial for maximizing rice yield.

کاشت نشا برای افزایش بیشینه عملکرد برنج بسیار مهم است.

the tillering stage determines the number of stems per plant.

مرحله نشا تعداد ساقه‌های در هر گیاه را تعیین می‌کند.

farmers monitor tillering to assess crop health.

کشاورزان برای ارزیابی سلامت محصول، نشا را رصد می‌کنند.

proper tillering can improve overall plant vigor.

نشاء مناسب می‌تواند باعث بهبود کلی شادابی گیاه شود.

environmental factors greatly influence the tillering process.

عوامل محیطی به شدت بر فرآیند نشا تأثیر می‌گذارند.

excess nitrogen can lead to excessive tillering.

آزادی بیش از حد نیتروژن می‌تواند منجر به نشاء بیش از حد شود.

different rice varieties exhibit varying tillering patterns.

گونه‌های مختلف برنج الگوهای نشاء متفاوتی نشان می‌دهند.

understanding tillering helps in effective crop management.

درک نشا به مدیریت مؤثر محصول کمک می‌کند.

optimal tillering occurs under ideal growing conditions.

نشاء بهینه در شرایط رشد ایده‌آل رخ می‌دهد.

researchers study tillering to develop better crop varieties.

محققان برای توسعه گونه‌های بهتر محصول، نشا را مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید