tiltmeter

[ایالات متحده]/ˈtɪltˌmiːtə/
[بریتانیا]/ˈtɪltˌmiːtər/

ترجمه

n. ابزاری برای اندازه‌گیری شیب زمین؛ ابزاری که برای اندازه‌گیری انحنا استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

tiltmeter reading

خواندن قطب‌سنج

tiltmeter installation

نصب قطب‌سنج

tiltmeter calibration

کالیبراسیون قطب‌سنج

tiltmeter data

اطلاعات قطب‌سنج

tiltmeter measurement

اندازه‌گیری قطب‌سنج

tiltmeter sensor

حسگر قطب‌سنج

tiltmeter accuracy

دقت قطب‌سنج

tiltmeter output

خروجی قطب‌سنج

tiltmeter system

سیستم قطب‌سنج

tiltmeter monitoring

نظارت بر قطب‌سنج

جملات نمونه

the tiltmeter measures the angle of inclination.

سنسور شیب زاویه‌ی کج‌نمایی را اندازه‌گیری می‌کند.

engineers use a tiltmeter to monitor ground stability.

مهندسان از سنسور شیب برای نظارت بر پایداری زمین استفاده می‌کنند.

the tiltmeter indicated a slight shift in the structure.

سنسور شیب نشان‌دهنده تغییر جزئی در سازه بود.

regular calibration of the tiltmeter is essential.

کالیبراسیون منظم سنسور شیب ضروری است.

data from the tiltmeter can help predict landslides.

اطلاعات سنسور شیب می‌تواند به پیش‌بینی رانش زمین کمک کند.

the tiltmeter is crucial for monitoring volcanic activity.

سنسور شیب برای نظارت بر فعالیت‌های آتشفشانی بسیار مهم است.

they installed a tiltmeter to assess the building's safety.

آنها یک سنسور شیب برای ارزیابی ایمنی ساختمان نصب کردند.

understanding tiltmeter readings requires specialized training.

درک خواندن‌های سنسور شیب به آموزش تخصصی نیاز دارد.

the tiltmeter showed an alarming increase in tilt.

سنسور شیب افزایش نگران‌کننده در شیب را نشان داد.

researchers rely on the tiltmeter for accurate measurements.

محققان برای اندازه‌گیری دقیق به سنسور شیب تکیه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید