tincts

[ایالات متحده]/tɪŋkts/
[بریتانیا]/tɪŋkts/

ترجمه

n. رنگ؛ оттенок
adj. رنگ شده؛ رنگی
vt. رنگ کردن؛ طعم دادن

عبارات و ترکیب‌ها

herbal tincts

تینکت‌های گیاهی

medicinal tincts

تینکت‌های دارویی

tincts of alcohol

تینکت‌های الکلی

tincts of herbs

تینکت‌های گیاهان دارویی

tincts of plants

تینکت‌های گیاهی

tincts for health

تینکت‌ها برای سلامتی

tincts for healing

تینکت‌ها برای درمان

tincts in bottles

تینکت‌ها در بطری‌ها

tincts and extracts

تینکت‌ها و عصاره‌ها

tincts for wellness

تینکت‌ها برای تندرستی

جملات نمونه

his artistic tincts are evident in his paintings.

ویژگی‌های هنری او در نقاشی‌هایش آشکار است.

the tincts of her personality shine through in her writing.

ویژگی‌های شخصیتی او در نوشته‌هایش به خوبی نمایان می‌شود.

different tincts of flavor can enhance the dish.

طعم‌های مختلف می‌توانند غذا را بهتر کنند.

the tincts of the sunset were breathtaking.

رنگ‌های غروب خورشید نفس‌گیر بودند.

he has a knack for blending different tincts in his music.

او استعداد ترکیب رنگ‌های مختلف در موسیقی خود را دارد.

the tincts of her emotions were reflected in her eyes.

رنگ‌های احساسات او در چشمانش منعکس می‌شد.

artists often explore various tincts to express their thoughts.

هنرمندان اغلب رنگ‌های مختلف را برای بیان افکار خود کشف می‌کنند.

his work is known for its rich tincts and textures.

کار او به خاطر رنگ‌های غنی و بافت‌هایش شناخته شده است.

nature offers a variety of tincts in every season.

طبیعت در هر فصلی رنگ‌های متنوعی را ارائه می‌دهد.

the tincts of her emotions were hard to decipher.

رنگ‌های احساسات او سخت قابل رمزگشایی بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید