infusions

[ایالات متحده]/ɪnˈfjuːʒənz/
[بریتانیا]/ɪnˈfjuːʒənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مایعی که با دم کردن تهیه می‌شود، مانند چای؛ تزریقات یا مواد تزریق شده

عبارات و ترکیب‌ها

herbal infusions

دم نوش‌های گیاهی

fruit infusions

دم نوش‌های میوه‌ای

tea infusions

دم نوش‌های چای

floral infusions

دم نوش‌های گلدار

spiced infusions

دم نوش‌های ادویه‌ای

oil infusions

دم نوش‌های روغنی

citrus infusions

دم نوش‌های مرکباتی

alcohol infusions

دم نوش‌های الکلی

cold infusions

دم نوش‌های سرد

warm infusions

دم نوش‌های گرم

جملات نمونه

her herbal infusions are known for their calming effects.

خاصیت آرام‌بخش این دمنوش‌های گیاهی معروف است.

infusions of different herbs can enhance your health.

دمنوش‌های گیاهان مختلف می‌توانند سلامتی شما را افزایش دهند.

many people enjoy infusions as a way to relax.

بسیاری از مردم از دمنوش به عنوان راهی برای آرامش لذت می‌برند.

infusions can be made with both hot and cold water.

می‌توان دمنوش را با آب گرم و سرد تهیه کرد.

she experimented with various infusions to find the perfect flavor.

او با انواع دمنوش‌ها آزمایش کرد تا طعم بی‌نظیری را پیدا کند.

infusions of chamomile are often used for sleep aid.

اغلب از دمنوش بابونه به عنوان کمک خواب استفاده می‌شود.

he prefers fruit infusions over traditional tea.

او ترجیح می‌دهد دمنوش‌های میوه‌ای را به چای سنتی بخورد.

infusions can be a great way to hydrate your body.

دمنوش می‌تواند راهی عالی برای هیدراته کردن بدن شما باشد.

she shared her favorite recipes for herbal infusions.

او دستور العمل‌های مورد علاقه خود برای دمنوش‌های گیاهی را به اشتراک گذاشت.

infusions can vary in strength depending on steeping time.

غلظت دمنوش‌ها بسته به زمان دم کشیدن می‌تواند متفاوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید