dissolves

[ایالات متحده]/dɪˈzɒlvz/
[بریتانیا]/dɪˈzɑlvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک جامد را به بخشی از یک مایع تبدیل می‌کند؛ پایان می‌دهد یا حذف می‌کند؛ با روش‌های شیمیایی حذف می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

dissolves in water

در آب حل می‌شود

dissolves quickly

به سرعت حل می‌شود

dissolves completely

به طور کامل حل می‌شود

dissolves easily

به راحتی حل می‌شود

dissolves slowly

به آرامی حل می‌شود

dissolves solid

حل شدن جامد

dissolves into liquid

در مایع حل می‌شود

dissolves with heat

با حرارت حل می‌شود

dissolves in acid

در اسید حل می‌شود

جملات نمونه

the sugar dissolves quickly in hot water.

شکر به سرعت در آب داغ حل می‌شود.

salt dissolves in the ocean.

نمک در اقیانوس حل می‌شود.

the tension in the room dissolves after the joke.

بعد از شوخی، تنش در اتاق از بین می‌رود.

the company dissolves its partnership with the supplier.

شرکت مشارکت خود با تامین کننده را منحل می‌کند.

as the ice melts, it dissolves into water.

همانطور که یخ آب می‌شود، در آب حل می‌شود.

the tablet dissolves in your mouth.

قرص در دهان شما حل می‌شود.

the conflict dissolves with open communication.

درگیری با برقراری ارتباط باز، حل و فصل می‌شود.

his anger dissolves after a long talk.

بعد از یک مکالمه طولانی، خشم او فروکش می‌کند.

the borders between the two countries dissolve over time.

مرزهای بین دو کشور در طول زمان از بین می‌روند.

the pills dissolve in water, making them easier to swallow.

قرص‌ها در آب حل می‌شوند و بلعیدن آن‌ها را آسان‌تر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید