tipi

[ایالات متحده]/ˈtiːpi/
[بریتانیا]/ˈtiːpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چادر مخروطی که به طور سنتی توسط بومیان آمریکا استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

tipi tent

چادر تپی

tipi design

طراحی تپی

tipi camping

کمپینگ تپی

tipi village

دهکده تپی

tipi fire

آتش تپی

tipi rental

اجاره تپی

tipi experience

تجربه تپی

tipi decoration

دکوراسیون تپی

tipi event

رویداد تپی

tipi culture

فرهنگ تپی

جملات نمونه

we set up a tipi for our camping trip.

ما برای سفر کمپینگ خود یک تپی برپا کردیم.

the children loved playing in the tipi.

بچه ها عاشق بازی در تپی بودند.

they decorated the tipi with colorful fabrics.

آنها تپی را با پارچه های رنگارنگ تزئین کردند.

our tipi was a cozy shelter from the rain.

تپی ما یک پناهگاه دنج از باران بود.

we had a campfire outside the tipi.

ما در خارج از تپی آتش درست کردیم.

the tipi is a traditional native american dwelling.

تپی یک محل سکونت سنتی آمریکایی بومی است.

they held a ceremony inside the tipi.

آنها یک مراسم را در داخل تپی برگزار کردند.

we enjoyed storytelling by the tipi.

ما از تعریف داستان کنار تپی لذت بردیم.

the tipi provided warmth during the chilly night.

تپی در طول شب سرد گرما فراهم کرد.

she painted beautiful designs on the tipi.

او طرح های زیبا روی تپی نقاشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید