tipis

[ایالات متحده]/[ˈtiːpiː]/
[بریتانیا]/[ˈtiːpiː]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چادر مخروطی شکل ساخته شده از پوست حیوانات کشیده شده روی یک چارچوب از میله‌ها، که قبلاً توسط سرخپوستان آمریکایی استفاده می‌شد؛ جمع از تِپی (tipi)

عبارات و ترکیب‌ها

tipis stand

Persian_translation

build tipis

Persian_translation

tipis inside

Persian_translation

tipis near

Persian_translation

tipis among

Persian_translation

tipis display

Persian_translation

tipis protect

Persian_translation

tipis provide

Persian_translation

tipis shelter

Persian_translation

tipis lined

Persian_translation

جملات نمونه

the children loved exploring the colorful tipis at the native american festival.

کودکان عاشق کاوش در سیاه چادر‌های رنگارنگ در جشنواره بومیان آمریکا بودند.

we pitched our tipis near the river for easy access to water.

ما سیاه چادر‌های خود را در نزدیکی رودخانه برای دسترسی آسان به آب برپا کردیم.

the guide explained the traditional construction of tipis using buffalo hides.

راهنما توضیح داد که سیاه چادرها به طور سنتی با استفاده از پوست بوفالو ساخته می‌شوند.

several tipis dotted the landscape, creating a unique and picturesque scene.

چند سیاه چادر منظره را تزئین کرده بودند و صحنه‌ای منحصر به فرد و زیبا ایجاد می‌کردند.

inside the tipis, families gathered around campfires sharing stories and laughter.

در داخل سیاه چادرها، خانواده‌ها دور آتش کمپینگ جمع شده بودند و داستان‌ها و خنده‌ها را با هم به اشتراک می‌گذاشتند.

the museum displayed a collection of historical tipis from various tribes.

موزه مجموعه‌ای از سیاه چادر‌های تاریخی از قبایل مختلف را به نمایش گذاشت.

we admired the intricate designs painted on the tipis.

ما به طرح‌های پیچیده‌ای که روی سیاه چادرها نقاشی شده بود، نگاه کردیم.

the wind rustled through the poles of the tipis, creating a soothing sound.

باد از میان میله‌های سیاه چادرها وزوز می‌کرد و صدایی آرامش‌بخش ایجاد می‌کرد.

the tribe used tipis to protect themselves from the harsh weather conditions.

قبيله از سیاه چادرها برای محافظت از خود در برابر شرایط آب و هوای سخت استفاده می‌کردند.

setting up the tipis was a collaborative effort among the group.

برپایی سیاه چادرها یک تلاش مشترک در بین گروه بود.

the aroma of cooking food wafted from within the tipis.

بوی غذای پخته شده از داخل سیاه چادرها به مشام می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید