cones

[ایالات متحده]/kəʊnz/
[بریتانیا]/koʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشیاء شکل‌دار که از یک پایه تخت به یک نقطه باریک می‌شوند؛ سلول‌های فتورسپتور در شبکیه که مسئول بینایی رنگ هستند؛ سلول‌های گرد در چشم انسان

عبارات و ترکیب‌ها

ice cream cones

خوشه‌های مخروطی بستنی

traffic cones

مخروط‌های ترافیکی

party cones

مخروط‌های مهمانی

sugar cones

مخروط‌های شکر

paper cones

مخروط‌های کاغذی

plastic cones

مخروط‌های پلاستیکی

cone shapes

شکل‌های مخروطی

traffic cone

نشانگر ترافیکی

funnel cones

مخروط‌های قیفی

cone stacks

آشفتگی مخروطی

جملات نمونه

the children enjoyed ice cream cones at the park.

کودکان از خوردن بستنی قیفی در پارک لذت بردند.

traffic cones were placed to direct the vehicles.

هشدارهای ترافیکی برای هدایت خودروها قرار داده شدند.

he bought a pack of waffle cones for the party.

او بسته‌های قیفه‌های اسکا برای مهمانی خرید.

we saw a variety of cones in the science museum.

ما انواع مختلفی از مخروط‌ها را در موزه علم دیدیم.

she decorated the cupcakes with ice cream cones.

او مافین‌ها را با قیفه‌های بستنی تزئین کرد.

the artist painted colorful cones in her artwork.

هنرمند مخروط‌های رنگارنگ را در اثر هنری خود نقاشی کرد.

they used cones to mark the boundaries of the field.

آنها از مخروط‌ها برای علامت‌گذاری حدود زمین استفاده کردند.

traffic cones help keep the road safe during construction.

هشدارهای ترافیکی به ایمن نگه داشتن جاده در طول ساخت و ساز کمک می‌کنند.

we made a game out of stacking plastic cones.

ما یک بازی از روی هم قرار دادن مخروط‌های پلاستیکی درست کردیم.

he collected different types of cones from the forest.

او انواع مختلفی از مخروط‌ها را از جنگل جمع‌آوری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید