heavy tippler
چایخونهی سنگین
occasional tippler
چایخونهی گاه به گاه
social tippler
چایخونهی اجتماعی
frequent tippler
چایخونهی مکرر
tippler's delight
لذت چایخونه
tippler's tale
داستان چایخونه
tippler's choice
انتخاب چایخونه
tippler's club
باشگاه چایخونه
tippler's paradise
بهشت چایخونه
tippler's habit
عادت چایخونه
the tippler enjoyed his drink at the local tavern.
آن مرد مست از نوشیدنیاش در میخانه محلی لذت برد.
after a long day, the tippler found solace in a glass of whiskey.
بعد از یک روز طولانی، آن مرد مست در یک لیوان ویسکی آرامش یافت.
many considered him a tippler for his late-night habits.
بسیاری او را به دلیل عادتهای شبانه دیررس، مستکار میدانستند.
the tippler's laughter could be heard across the bar.
خنده آن مرد مست در سراسر بار شنیده میشد.
she warned him not to become a tippler like his father.
او به او هشدار داد که مانند پدرش مستکار نشود.
his friends often teased him for being a tippler.
دوستانش اغلب او را به خاطر مستکار بودنش مسخره میکردند.
the tippler raised his glass in a toast to friendship.
آن مرد مست لیوانش را به نشانه دوستی بالا برد.
as a tippler, he was always the life of the party.
همانطور که مستکار بود، همیشه روح مهمانی بود.
the tippler shared stories of his wild adventures.
آن مرد مست داستانهای ماجراهای وحشیانهاش را به اشتراک گذاشت.
she realized the tippler was losing control over his drinking.
او متوجه شد که آن مرد مست کنترل خود را بر نوشیدن از دست داده است.
heavy tippler
چایخونهی سنگین
occasional tippler
چایخونهی گاه به گاه
social tippler
چایخونهی اجتماعی
frequent tippler
چایخونهی مکرر
tippler's delight
لذت چایخونه
tippler's tale
داستان چایخونه
tippler's choice
انتخاب چایخونه
tippler's club
باشگاه چایخونه
tippler's paradise
بهشت چایخونه
tippler's habit
عادت چایخونه
the tippler enjoyed his drink at the local tavern.
آن مرد مست از نوشیدنیاش در میخانه محلی لذت برد.
after a long day, the tippler found solace in a glass of whiskey.
بعد از یک روز طولانی، آن مرد مست در یک لیوان ویسکی آرامش یافت.
many considered him a tippler for his late-night habits.
بسیاری او را به دلیل عادتهای شبانه دیررس، مستکار میدانستند.
the tippler's laughter could be heard across the bar.
خنده آن مرد مست در سراسر بار شنیده میشد.
she warned him not to become a tippler like his father.
او به او هشدار داد که مانند پدرش مستکار نشود.
his friends often teased him for being a tippler.
دوستانش اغلب او را به خاطر مستکار بودنش مسخره میکردند.
the tippler raised his glass in a toast to friendship.
آن مرد مست لیوانش را به نشانه دوستی بالا برد.
as a tippler, he was always the life of the party.
همانطور که مستکار بود، همیشه روح مهمانی بود.
the tippler shared stories of his wild adventures.
آن مرد مست داستانهای ماجراهای وحشیانهاش را به اشتراک گذاشت.
she realized the tippler was losing control over his drinking.
او متوجه شد که آن مرد مست کنترل خود را بر نوشیدن از دست داده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید