titlist

[ایالات متحده]/ˈtɪt.lɪst/
[بریتانیا]/ˈtɪt.lɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دارنده عنوان قهرمانی؛ قهرمان (در انگلیسی آمریکایی)

عبارات و ترکیب‌ها

defending titlist

دفاع کننده قهرمان

former titlist

قهرمان سابق

world titlist

قهرمان جهان

national titlist

قهرمان ملی

junior titlist

قهرمان جوانان

titleholder titlist

قهرمان قهرمان

reigning titlist

قهرمان در حال حکمرانی

multiple titlist

قهرمان چندگانه

local titlist

قهرمان محلی

elite titlist

قهرمان برتر

جملات نمونه

the reigning titlist defended his title successfully.

قهرمان در حال حاضر با موفقیت عنوان خود را دفاع کرد.

she became the first female titlist in the tournament's history.

او اولین بانوی قهرمان در تاریخ این مسابقات شد.

the young titlist showed great promise in her performance.

قهرمان جوان در عملکرد خود پتانسیل زیادی نشان داد.

after years of hard work, he finally became a titlist.

پس از سال‌ها تلاش سخت، او سرانجام به یک قهرمان تبدیل شد.

the titlist was celebrated with a grand ceremony.

قهرمان با یک مراسم باشکوه جشن گرفته شد.

fans were eager to see the titlist compete again.

هواداران مشتاق بودند تا دوباره قهرمان را در مسابقات ببینند.

the titlist's victory was a historic moment for the sport.

پیروزی قهرمان یک لحظه تاریخی برای این ورزش بود.

she trained tirelessly to become a world titlist.

او برای تبدیل شدن به یک قهرمان جهان بی‌وقفه تمرین کرد.

the titlist shared his training secrets with aspiring athletes.

قهرمان رازهای تمرینی خود را با ورزشکاران آینده‌دار به اشتراک گذاشت.

every titlist knows the importance of mental strength.

هر قهرمانی از اهمیت قدرت ذهنی آگاه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید