tits

[ایالات متحده]/tɪts/
[بریتانیا]/tɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع tit

عبارات و ترکیب‌ها

big tits

سینه های بزرگ

perky tits

سینه های سفت و خوش فرم

fake tits

سینه های مصنوعی

small tits

سینه های کوچک

nice tits

سینه های زیبا

tits out

نمایش دادن سینه ها

tits up

بالا آوردن سینه ها

tits and ass

سینه و باسن

tits galore

سینه فراوان

tits on display

نمایش سینه ها

جملات نمونه

she wore a top that accentuated her tits.

او لباسی پوشید که سینه‌هایش را برجسته می‌کرد.

he couldn't help but stare at her tits.

او نتوانست از خیره شدن به سینه‌هایش صرف نظر کند.

her confidence showed in the way she flaunted her tits.

اعتماد به نفس او در نحوه به نمایش گذاشتن سینه‌هایش مشهود بود.

they laughed about the silly comments on her tits.

آنها در مورد نظرات احمقانه در مورد سینه‌هایش خندیدند.

she felt empowered by embracing her natural tits.

او احساس قدرت کرد با پذیرش سینه‌های طبیعی خود.

he complimented her on her beautiful tits.

او از سینه‌های زیبا و خوش‌فرم او تعریف کرد.

she often wore dresses that highlighted her tits.

او اغلب لباس‌هایی می‌پوشید که سینه‌هایش را برجسته می‌کرد.

they discussed how society views women's tits.

آنها در مورد نحوه نگرش جامعه به سینه‌های زنان بحث کردند.

she enjoyed the attention her tits received.

او از توجهی که به سینه‌هایش می‌شد لذت می‌برد.

he made a joke about her tits during the party.

او در طول مهمانی در مورد سینه‌هایش شوخی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید