big tits
سینه های بزرگ
perky tits
سینه های سفت و خوش فرم
fake tits
سینه های مصنوعی
small tits
سینه های کوچک
nice tits
سینه های زیبا
tits out
نمایش دادن سینه ها
tits up
بالا آوردن سینه ها
tits and ass
سینه و باسن
tits galore
سینه فراوان
tits on display
نمایش سینه ها
she wore a top that accentuated her tits.
او لباسی پوشید که سینههایش را برجسته میکرد.
he couldn't help but stare at her tits.
او نتوانست از خیره شدن به سینههایش صرف نظر کند.
her confidence showed in the way she flaunted her tits.
اعتماد به نفس او در نحوه به نمایش گذاشتن سینههایش مشهود بود.
they laughed about the silly comments on her tits.
آنها در مورد نظرات احمقانه در مورد سینههایش خندیدند.
she felt empowered by embracing her natural tits.
او احساس قدرت کرد با پذیرش سینههای طبیعی خود.
he complimented her on her beautiful tits.
او از سینههای زیبا و خوشفرم او تعریف کرد.
she often wore dresses that highlighted her tits.
او اغلب لباسهایی میپوشید که سینههایش را برجسته میکرد.
they discussed how society views women's tits.
آنها در مورد نحوه نگرش جامعه به سینههای زنان بحث کردند.
she enjoyed the attention her tits received.
او از توجهی که به سینههایش میشد لذت میبرد.
he made a joke about her tits during the party.
او در طول مهمانی در مورد سینههایش شوخی کرد.
big tits
سینه های بزرگ
perky tits
سینه های سفت و خوش فرم
fake tits
سینه های مصنوعی
small tits
سینه های کوچک
nice tits
سینه های زیبا
tits out
نمایش دادن سینه ها
tits up
بالا آوردن سینه ها
tits and ass
سینه و باسن
tits galore
سینه فراوان
tits on display
نمایش سینه ها
she wore a top that accentuated her tits.
او لباسی پوشید که سینههایش را برجسته میکرد.
he couldn't help but stare at her tits.
او نتوانست از خیره شدن به سینههایش صرف نظر کند.
her confidence showed in the way she flaunted her tits.
اعتماد به نفس او در نحوه به نمایش گذاشتن سینههایش مشهود بود.
they laughed about the silly comments on her tits.
آنها در مورد نظرات احمقانه در مورد سینههایش خندیدند.
she felt empowered by embracing her natural tits.
او احساس قدرت کرد با پذیرش سینههای طبیعی خود.
he complimented her on her beautiful tits.
او از سینههای زیبا و خوشفرم او تعریف کرد.
she often wore dresses that highlighted her tits.
او اغلب لباسهایی میپوشید که سینههایش را برجسته میکرد.
they discussed how society views women's tits.
آنها در مورد نحوه نگرش جامعه به سینههای زنان بحث کردند.
she enjoyed the attention her tits received.
او از توجهی که به سینههایش میشد لذت میبرد.
he made a joke about her tits during the party.
او در طول مهمانی در مورد سینههایش شوخی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید